[ اصل اول : مدخليت وجود ذهنى براى علم به اسرار معاد جسمانى و روحانى . ]
إن لمسألة الوجود الذهني على الوجه الذي ادركه الراسخون في الحكمة المتعالية مدخلا عظيما في تحقيق المعادين الجسماني و الروحاني و كثير من المقاصد الايمانية .
يعنى همانا مسأله وجود ذهنى به آن نحوى كه راسخين در حكمت متعاليه ادراك كرده و چشيدهاند ، در تحقيق معاد جسمانى و روحانى و بسيارى از مقاصد ايمانى ديگر ، دخلى عظيم دارد .
و اين فرمايش بسيار شريفى است كه ، نه تنها بحث معاد جسمانى و روحانى ، بلكه بسيارى از مسائل دين بايد با همين بحث وجود ذهنى مستفاد از حكماى اصيل كه صاحب شريعت رئيس آنهاست ، حل شود .
جناب صدر المتألّهين قدّس سرّه در اسفار بحث وجود ذهنى را تحت عنوان « في اثبات الوجود الذهني و الظّهور الظلّي » مطرح مىكنند و مىفرمايند : وجود اشياء در متن خارج ، وجود اصلى است و آنچه از آنها در ذهن ما تحقق پيدا مىكند ، ظهور آن اصل و تجلّى آن متن خارج مىباشند كه از آنها تعبير به وجود ذهنى مىكنيم ، و همچنان كه گفتيم : وجود ذهنى حاكى از خارج است كه محكى اصل است و حاكى ، ظلّ آن اصل به شمار مىآيد . و به تبع ايشان ، حضرت علامه حسنزاده آملى روحي فداه نيز از وجود ذهنى تعبير بهظهور ظلّى مىنمايند .
مقام لا يقفى نفس ناطقه انسانى
عرفاى شامخ الهى مىفرمايند : تمام موجودات نظام هستى ، كلمات اللّه هستند . كه اين فرمايش بلند ، مستفاد از آيهء شريفه سورهء لقمان است كه مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ