تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
عموم مردم در مورد معاد گمان مىكنند روزى خواهد رسيد كه سراسر نظام هستى به هم مىپاشد و كوهها متلاشى مىشود ، درياها فوران كرده و ستارگان فرومىپاشند و خورشيد تيره و تار مىشود و . . . آن‌هم بدين خاطر كه ، افراد خاطى و عصيانگر به عذاب الهى نائل آيند و حال اين‌كه هرگز معقول نيست نظام هستى به اين عظمت و با اين همه موجودات بىكران در آن ، فقط به خاطر گناه چهار نفر افراد خاكى ، همگى نابود شوند . عالمى كه فقط آفتاب آن 328 هزار و 800 برابر زمين است ، كه آن آفتاب بدين عظمت نيز در مقابل ستارهء شعراى يمانى كه از دور ما آن را فقط يك نقطهء روشنايى مىبينيم ، به اندازهء 7 / 1 از يك دانهء جو در مقابل كوه دماوند ، محسوب مىشود . تصديق مىفرماييد كه ، معقول نيست اين همه عوالم بيكران نظام هستى و حقايق منطوى در آن فقط به خاطر عده‌ّاى افراد گنهكار در كرهء زمين ، جملگى به هم پاشيده و نابود شوند . از طرفى مردم در طول شبانه‌روز براى تأمين حداقل معاش زندگى خود و كسب روزى پاك و حلال زحمات بسيارى را متحمّل مىشوند و نوعا به انجام واجبات و ترك محرمات پاىبند هستند . حال در اين بين شايد عده‌اى هم دچار خطا و يا اشتباهاتى شوند كه قابل اغماض است و يا عده قليل ديگرى هم باشند كه در طول زندگى خويش به خباثت و رذالت مشغول باشند ، به‌هرحال عاقلانه نيست كه به خاطر خطاى معدودى همه مستحق عذاب شوند و حقيقت عوالم بيكران نظام هستى كه سراسر علم و شعور و شهود است از هم پاشيده و نابود شود و اگر چنين باشد پس به‌جاست كه خلق لب به اعتراض گشوده و بگويند با اين وجود چرا خداوند انسان را خلق نمود ، زيرا مردم از صبح تا غروب براى به دست آوردن لقمه‌اى نان جان به لب مىآوردند و طبيعى است كه در اين بين خطايى هم از ايشان سرزند و به جاست