شهودى ، حضور حقيقت وجود است در ذات مدرك درحالىكه لا شىء عدم الحضور است و عدم الحضور هرگز به حضور درنمىآيد . لذا فرمودهاند : عدم ، نه در خارج وجود مصداقى دارد و نه در ذهن بلكه فقط مفهومى از آن در ذهن ترسيم مىشود و مفهوم غير از مصداق ذهنى و يا خارجى است .
جناب علامه در ادامه مىفرمايند : پس براى حقيقت وجود و براى هر چيزى كه حيثيت ذاتش حيثيت وجود است و همچنين براى عدم مطلق و براى هر چيزى كه حيثيت ذات مفروضهاش حيثيت عدم است ممتنع است كه مانند ماهيات حقيقى حلولى در ذهن بوده باشد و معناى قول حكما كه فرمودهاند : براى محالات ذاتى ، صورت صحيحى در اذهان نيست همين امر مىباشد و در آخر مىفرمايند : راجع به نحوه انتزاع مفهوم وجود و مفهوم عدم از وجود و عدم ، عرايضى در مرحله يازدهم ، در مبحث عقل و عاقل و معقول تقديم خواهيم كرد .
ان شاء اللّه .
مطالبى پيرامون بحث وجود ذهنى
اصول 49 گانه يا مطالب رئيسهء وجود ذهنى
حضرت استاد بزرگوار ما در تعليقات خود بر بحث وجود ذهنى شرح منظومه ، مطالب مفيدى را تحت عنوان مطالب رئيسه آوردهاند كه ما را براى رسيدن به مراد وجود ذهنى كمك مىكند . و در كتاب شريف « النور المتجلّي في الظهور الظلّي » مبسوط آنها را تحت عنوان « اصول مستنبطة من الصحف النورية الحكمية » آوردهاند . حال كه از شرح مباحث وجود ذهنى كتاب نهايه فارغ شديم به بررسى بيشتر آن مىپردازيم و به بحث وجود ذهنى در كتاب « النور المتجلّي » اشاره مىكنيم .