اساسى و متقن است .
به ايشان گفتم : من اهل مداهنه و تملّق نيستم ، اگر الآن بخواهم از كتابخانه خودم فقط آنچه را درباره علم شريف طبّ دارم ، براى شما بياورم ، بىشك بيش از 200 جلد كتاب مىشود . همچنين بسيارى از كتب اصيل علم هيئت ، نجوم و رياضيات را همين آخوندهاى ما نوشتهاند و ما بر اين مدعى ، مستندات بسيارى داريم .
خلاصه ، عدم اشتياق بعضى از طلّاب نسبت به اين علوم و همچنين عدم وجود اساتيد در اين متون و نيز جنگ و دعواى بسيارى از فقها با اين متون علمى و دامن زدن به اختلافات از سوى دشمنان براى برچيدن اين متون از سطح حوزهها ، همگى موجب اين شده كه اين علوم اصيل از حوزهها رخت بربسته و براى مدتى طولانى از طلّاب محجور بماند .
و اما در جواب اشكالى كه در مورد نحوه ادراك حواس ظاهرى مطرح كردهاند مىگوييم : كه فرمايش شما در مورد ادراك حواس ظاهرى اعم از ذوق و چشيدن ، سمع و لمس ظاهرى ، صحيح است زيرا هيچكس منكر اين مطلب نيست كه فعل و انفعالاتى در مقام ديدن يا شنيدن مثلا در چشم يا گوش مادى طبيعى ، انجام مىگيرد و پس از آن عصبهاى موجود ، فعل و انفعالات حاصل شده را به مغز منتقل مىكنند . امّا بايد بگوييم آن وجود ذهنى كه ما بدان قائل هستيم اصلا ارتباطى به اين بحث ندارد . به تعبير ديگر ، تحقيقات شما در مورد حواس ظاهرى و طبقات چشم و آبهاى گوناگون آن به عنوان يكى از حواس و نيز در مورد عصبها و جايگاه ادراك حواس در مقاطعى از مغز ، قابل قبول بوده و نمىتوان آن را انكار كرد كه همهء اين مباحث حواس ظاهرى با فعل و انفعالات مادى آن را بزرگان از قدماى ما هم فرمودهاند و پياده كردهاند اما بر مبناى رصين
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٣٩٥