حسّاسهء فرد حاصل شده سپس به مغز او منتقل مىگردد . البته قبل از انتقال به مغز ، يك نحوه تصرفى در اين شكل ، انجام مىگيرد چراكه مغز نمىتواند صورت اشياء خارجى را با همان اندازه و خصوصيات خارجىشان ، در خود بپذيرد لذا تصرفاتى در آن مىكند همچنان كه يك دوربين عكاسى ، براى عكس گرفتن از اشياء ، تغييراتى گوناگون در آنها ايجاد كرده و سپس قادر به عكسگيرى از آن مىشود . پس از تصرف حاصل شده ، صورت اشياء به مغز منتقل مىگردد و شخص ، صورت را در آنجا ، با آن شىء خارجى ، تطبيق كرده و اجزاء را با همديگر ، مطابقت و مقايسه مىكند و حكم مىكند به اينكه رنگ آن به اين كيفيت و حجم آن به اين مقدار و طول و قد آن به اين اندازهء خاص است .
ايشان در ادامه مىگويند : پس دانستيم كه صورت تمام اشياء خارجى ، با تصرف حاصل شده به مغز ، منتقل مىشود لذا قول شما ، مبنى بر اينكه ، ماهيات اشياء بانفسها در ذهن مىآيد گفتارى نادرست است . چراكه شما ماهيت وجود ذهنى و وجود خارجى را يك امر مىدانيد درحالىكه طبق فرمايش علماى طبيعى ، هيچ صورتى در ذهن حاصل نمىشود مگر اينكه ابتدا تصرفاتى در آن ، انجام شده و سپس منتقل به مغز گردد . پس لزوما بايد تباين و مغايرتى بين صورت در ذهن با صورت در خارج بوده باشد . منتهى اين صورت حاصله در مغز به گونهاى است كه وقتى آن را با خارج مقايسه مىكنيد مىگوييد : اين درخت حاصله در ذهن ، عين درخت در خارج است مثل اينكه وقتى صورت خود را در آينه ببينيد مىگوييد اين صورت در آينه ، عين صورت من است با اين كه از جنبه طبيعى و مادّى ، آن شكل ، حاكى از صورت خارجى شما بوده و آينه تصرفاتى را در آن انجام داده است ، زيرا اينطور نيست كه صورت شما در خارج مستقيما در آينه رفته و عين آن شده باشد پس از جنبهء طبيعى ، تصرفاتى در
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٣٩٢