تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
حاصله‌اى كه با ويژگيهاى خاص خود ، در محل مادّى ، منطبع مىشود با ماهيت خارجى مباين مىباشد براى اين‌كه هم كوچكتر از آن شىء بوده و هم در آن تصرّف شده است پس هنگام تصوّر يك شىء ، مجوزى براى قول به وجود ذهنى و حضور ماهيات خارجى در ذهن نمىباشد . 2 ) در جواب اين اشكال گوييم : ما قبول داريم كه هنگام حصول علم به جزئيات ، فعل و انفعالات مادّى ، صورت مىگيرد ولى اين صورتهاى منطبعه ، معلوم بالذات ما ، نيستند بلكه امورى مادّى بوده و معدّ براى نفس هستند و نفس را آمادگى مىدهند براى حضور ماهيات خارجى نزد نفس با صورتهاى مثالى . براى اين‌كه در آينده ، اثبات خواهيم كرد كه علوم و ادراكات ما ، مجرّد و غير مادّى هستند . علاوه بر اين ، اگر قائل شويم به اين‌كه صورى كه به هنگام حس و تخيل در ما حاصل مىشود ، با ذوات آن صور كه در خارج موجودند مغايرت دارد جداى از سفسطه نخواهد بود .

اشكال انتقال ماهيات به انفسها در ذهن

يكى از اشكالاتى كه منكرين وجود ذهنى مطرح مىكنند اين است كه مىفرمايند : علماى علوم تجربى ، اعم از علم طبّ و روانشناسى ، فيزيك و امثال اينها درباره احساس و تخيل قائلند كه صور اجسام ، با تمامى نسبتها و خصوصيات خارجى خود ، در اعضاى حساسه ، حاصل و از آن‌جا به مغز منتقل مىشوند . مثلا درخت در خارج ، داراى ويژگيهاى خاصّ خود است ، ساقه‌اش عمود ، شاخه‌هايش به طرف آسمان و ريشه‌هايش ، درون زمين است و كسى كه به اين درخت ، نگاه مىكند ، آن را با رنگ ، حجم ، وزن و ساير جهات گوناگونى كه در او هست مشاهده مىكند . پس تمامى اين نسبتها و خصوصيات در اعضاى