تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
تمايز القاءات رحمانى از القاءات شيطانى ، حفظ طهارت ، شرط لازم است . غرض اين‌كه بازيگرى ذهن ، توسط وهم و خيال براى ادراك امورى كه واقعيت خارجى ندارند بلكه به صورت فرض و تقديرى مورد ادراك ، قرار مىگيرند ، نوعا موجب اختلاف و تنازع بين افراد مىشود و ذهن سازج و صاف و زلال آن است كه هرگز خود را به تصور و ادراك چنين امورى ، مشغول ندارد . حرفمان اين بود كه وجود ذهنى ، رأسا حاكى از ماورايش مىباشد و بدون وجود خارجى ، تحقّقى براى وجود ذهنى ، نيست . حال اين وجود خارجى يا به صورت وجود عينى محقّقى است كه ماهيت حقيقيه‌اى از آن ، انتزاع مىشود و يا به صورت وجود مقدرى است كه ذهن ، به استمداد از معقولات ديگر خود ، يك نحوه وجودى براى مفاهيم معدومه مىسازد . در ادامه مىفرمايند : شأن وجود ذهنى ، حكايت از ماورايش است بدون اين كه آثار محكى يعنى شىء خارجى بر حاكى يعنى وجود ذهنى ، مترتب شود و اين كلام منافات ندارد با اين‌كه بگوييم : آثار ذاتى وجود ذهنى از اين حيث كه عرض كيف نفسانى است ، بر وجود ذهنى مترتب است و قبلا اشاره كرديم كه چه بسا اثرات وجود ذهنى به عنوان كيف نفسانى به مراتب قوىتر از اثرات وجود خارجى مىباشد چراكه وجود ذهنى ، تابع نفس است و به تبع نفس ، تمام مدركات ذهن ، علم و حيات و اراده و شعورى مىيابند بر خلاف وجود خارجى ، يعنى وجود ذهنى آتش ، به تبع نفس از علم و حيات برخوردار است كه هرگز وجود خارجى آتش ، از آن بهره‌اى ندارد . لذا مار و آتش خارجى ، چون علم و شعور ندارند صدمهء آنها نيز موجب تكامل نمىشود امّا آتش و مارى كه در خواب ، شخص را دربر مىگيرد چون زاييده تخيلات اويند و از علم و شعور برخوردارند لذا نيش و سوزاندن آنها ، موجب تكامل شخص مىگردد . طبق همين