است . براى اينكه برهان فوق ، شرح بيشترى يابد ، نياز به دو مثال است . مثال اول آنكه ، يك ماهيت تحت دو مقولهء از عرض واقع نمىشود ؛ مثلا وقتى قد يك درخت خارجى را ادراك مىكنيم ، صورت معقولهء آن از باب اينكه « كم » خارج را ادراك كردهايم ، در تحت مقولهء كم و از حيث اينكه صورت معقولهء قائم به نفس ماست ، در تحت مقولهء كيف نفسانى مىباشد .
و امّا مثال دوم اينكه ، هيچ ماهيتى در تحت دو قسم از يك مقوله نيز مندرج نمىشود . قبل از بيان مثال ، اشارهاى كوتاه به انواع مختلف بعضى از مقولات مىكنيم . به عنوان نمونه ، مقولهء كيف در تقسيم اولى به چهار نوع گوناگون تقسيم مىشود ، كه آن چهار نوع عبارتند از : كيف محسوس ، كيف مختص به كم ، كيف نفسانى و كيف استعدادى . و هريك از اين چهار قسم در تقسيم ثانوى ، به چند نوع ديگر تقسيم مىشوند .
مثلا كيف محسوس به پنج نوع مبصرات و مسموعات و مذوقات و مشمومات و ملموسات تقسيم مىشود ، و بقيّهء مقولات هم به همين وزان مىباشد .
البته مباحث مربوط به مقولات و انواع مختلف هريك از آنها را در مرحلهء ششم به صورت مفصل و روشن شرح خواهيم كرد .
حال مثال دوم را با توجه به مقدمهء فوق اينطور بيان مىكنيم كه اگر كيف مبصرى را كه از اقسام كيف محسوس مىباشد ، ادراك كنيم ، صورت معقولهء آن تحت كيف محسوس از مقولهء كيف قرار مىگيرد و از حيث علم نفس ، جزئى از ذات ما واقع شده تحت كيف نفسانى از مقولهء كيف قرار مىگيرد ، درحالىكه چنين امرى هم با تبيين برهان دوم محال است . تا حال در ترجمه و شرح اشكال سعى كرديم كه آن را به صورت مفصل و واضح بيان كنيم و حرف را به طور دقيق بررسى كنيم ، اكنون با دقت تمام به جواب اشكال مىپردازيم و مىگوييم :
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٣٧٢