تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

[ نكات تشريحى ]

تعدّد در وجود ذهنى و عدم تعدّد در وجود خارجى

عرض كرديم ؛ هر ماهيتى داراى دو نحوه وجود است : يكى وجود خارجى و ديگرى وجود ذهنى ، و نيز گفتيم ما زمانى وجود ذهنى خواهيم داشت كه ، آن ماهيت را ادراك كرده باشيم ، اما اگر ماهيت شيئى را اصلا ادراك نكنيم جز وجود خارجى آن ، چيز ديگرى نخواهيم داشت . زيرا كسى با آن موجود برخورد نكرده تا ادراكش كند و از او وجود ذهنى بگيرد . نكته‌اى كه اكنون در صدد بيان آنيم اين است كه بدانيم وجود خارجى اشياء ، متعدد نيست بر خلاف وجود ذهنى آنها ، يعنى اگرچه ماه و خورشيد و زمين و آسمان ، در خارج يكى هستند و بيش از يك هويت و شخصيت ندارند اما وجودات ذهنى آنها به تعداد افراد روى زمين متعدد و متكثّر است ، زيرا وجود ذهنى تابع نفس و ذهنى است كه آن وجود را مىسازد چون وجود عينى خارجى هميشه يك شىء است ، و شىء واحد هرگز بيش از يك حقيقت و شخصيت را دارا نيست ، پس مراد از تعدد در وجود ذهنى اشياء اين است كه ، اگرچه مادهء اوّليهء عمل صورتگرى اشياء در اذهان افراد ، شىء واحد است امّا از آن‌جا كه هريك از اين صور مرتسمهء در خيال افراد قائم به نفس و ذات فرد است پس لزوما تغاير ذاتى بين اين صور مرتسمه در افراد هست ، چه اين‌كه بين ذوات افراد مدركه نيز تغاير و تمايز ذاتى وجود دارد ، فافهم !

هر شىء فقط داراى يك ماهيت است

نكتهء ديگر اين‌كه ، اگرچه گفتيم تعدد در وجودات ذهنى محقق است اما اين بدان معنى نيست كه ماهيت هريك از اشياء نيز متعدد و متكثر باشد ، زيرا ماهيت شىء ، هرگز متعدد نيست . انسانى كه در ذهن موجود است با انسانى كه در خارج