تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
پس رنگ سفيد علاوه بر اين‌كه از خودش طرد عدم مىكند از جسم پارچه نيز طرد وصفى به نام بىرنگى مىكند . به همين دليل به وجود عرض كه حامل وصفى براى وجود جوهر است ، وجود ناعتى مىگويند و همچنين مانند زيد كه جوهر جسمانى است و علم حصولى او كيف نفسانى به شمار مىآيد كه از اقسام عرض است . پس علم حصولى زيد وجود ناعتى است كه از زيد طرد وصفى به نام جهل مىكند ، يعنى تا قبل از به دست آوردن علم ، وصف عالميّت براى زيد تحقق نداشت و اكنون كه علم را به دست آورده صفت جاهليت از او مرتفع و صفت عالميت بر او اضافه شده است . و نيز اين غير از آن است كه بگوييم وجود علم از وجود زيد طرد عدم مىكند زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه براى علم دو ماهيت باشد ، يك ماهيت براى طرد عدم نمودن از ذات خود و ديگرى براى طرد عدم نمودن از ذات موضوع خود و حال اين‌كه محال است هر شىء بيش از يك ماهيت داشته باشد
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ،
خلاصه اين‌كه اگرچه وجود عرض وجود لغيره است اما در عين حال وجود است كه وصفى را براى غير اثبات مىكند . جناب علامه در ادامه مىفرمايند : دليل اول ما بر تحقق خارجى وجود لغيره ، تحقق خارجى وجود اعراض است زيرا خصوصيات آنها اين است كه عدمى را از ماهيت خود و همچنين عدمى را كه زايد بر ذات موضوع خويش است طرد مىكند و اين خود دليل بر تحقق وجود فى نفسه لغيره در خارج است . دليل دوم ما تحقق خارجى صور نوعيهء منطبعه در ماده است . زيرا در آينده به عرض خواهيم رساند كه صور نوعيه محتاج به محل هستند بر خلاف اعراض كه نيازمند به موضوع‌اند . يعنى همچنانكه اعراض بدون جوهر تحقق خارجى نمىيابند صور نوعيه نيز بدون ماده در خارج متحقق نمىشوند پس صور نوعيه نيز از جمله