عبارتى ديگر ، اتفاق ميان وجود رابط و وجود محمولى ، تنها به اشتراك لفظى نيست ؛ بلكه هر دو از مراتب وجودند .
ايشان در ادامه مىفرمايند : چه عجب جناب ملاصدرا كه خود يك فحل علمى است در اسفار فرمودهاند : وجود رابط با وجود مستقل دو نوع از وجودند و حال اينكه اصل وحدت ذات مراتب وجود و اصل تشكيك و اصل اشتراك معنوى وجود را خود ايشان به ما القاء نمودهاند . زيرا لازمهء اختلاف نوعى داشتن وجود رابط با وجود مستقل اين است كه وجود واجب تعالىايى كه وجود مستقل است نوعا متخالف با وجود ماسوى اللّهى كه وجود رابطند ، بوده باشد . اگر چنين است پس چگونه اين موجودات از او صادر مىشوند و چگونه او خالق است و اين مخلوق .
معلوم نيست در آن روزگار چه اتفاقى براى مرحوم آخوند پيش آمده بود كه ايشان از يك چنين قضيه روشنى غافل ماندند . زيرا بايد توجه داشت جناب ملاصدرا در روزگار سختى زندگى مىكردند . همين كه با آن همه جسارتها و بديهايى كه از جانب علماى عوام و عوام علما به ايشان شده بود ، از كوره در نرفتند خيلى هنر كردند تا چه رسد كه در گوشهاى بيارمند و دلسوختگانى بيابند و كتابهايى چون اسفار را براى آنها بگويند و براى ما بنويسند . از طرفى با آنهمه حجم كارى كه برايشان بود آنقدر فرصت نداشتند همهء عباراتى را كه شبانهروز مىنويسند چند دور بخوانند تا ببينند در كجا اشتباه كردهاند . به همين خاطر حضرت آقا مىفرمودند : آن زمان كه خدمت علامه شعرانى مىرسيدم گاهى ايشان نوشتههاى خود را مىخواند و من گوش مىكردم و گاهى من مىخواندم و ايشان گوش مىكردند . زيرا بسيار براى ما اتفاق افتاده كه وقتى نوشتههاى خود را تصحيح مىكنيم ، چون حفظى آنها را مىخوانيم غلطهاى عبارتى را نمىبينيم ، اما
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٣٢١