كه من از خودم چيزى ندارم و آن مقدار از كمال كه در من مشاهده مىكنى از ناحيه علت من مىباشد و من جز عين الربط به علت ، چيز ديگرى نيستم ، به تعبيرى :
من آن صفرم كه هيچ ارزش ندارم * ولى سر حد صدها و هزارم
جناب علامه مىفرمايند : پس وجود هر معلولى نسبت به علت خود ، وجود رابط به شمار مىآيد ، اگرچه به نظر به ذات خود و به قياس بعضى با بعض ديگر از وجودات معلولى مورد قياس قرار مىدهيم نمىتوانيم آنها را بدون در نظر گرفتن وجود علت با هم مقايسه كنيم و لذا وقتى راوى از جناب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىپرسد : بماذا عرفت اللّه ؟ پيغمبر در جواب مىفرمايد : باللّه عرفت الاشياء .
جناب علامه در آخر مىفرمايند : پس ثابت مىشود كه اختلاف وجود رابط با وجود مستقل يك اختلاف نوعى نيست ، يعنى مفهوم غيرمستقلى كه از وجود رابط انتزاع مىشود قابليت آن را دارد كه به مفهوم مستقلى كه از وجود مستقل انتزاع مىشود ، تبديل گردد .
تقسيم وجود رابط به دو قسم و بيان اضافه اشراقى و امكان فقرى
ظاهرا اين مقدار از عبارات جناب علامه داراى كمى اندماج است ، زيرا ايشان از يك طرف براى وجود رابط هيچ نفسيتى قائل نيستند و از طرف ديگر مىفرمايند : وجودات رابط نسبت به ذات خود و نسبت به يكديگر بعضى جوهر و بعضى عرض هستند و اين دو در يك قسم قابل جمع نيستند و لذا به نظر مىرسد بايد وجود رابط را به دو قسم تقسيم كرد . يك قسم از آن قائم به طرفين است مانند تمام وجودات رابط كه در قضاياى مركبه و مركبات تقييديه وجود دارد و قسم ديگر از آن قائم به يك طرف است و اين قسم شامل همه موجودات