نظام هستى است كه قائم به حق متعال و عين الربط به او مىباشند . به تعبير ديگر اگر وجود مستقل و وجود رابط را علت و معلول بدانيم در اين صورت وجود رابط قائم به يك طرف است كه از اينسو امكان فقرى است و از آنسو اضافهء اشراقى ،
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
. « 1 »
اما اگر در سلسلهء طولى ، وجود رابط را چهارمين قسم وجودات پس از وجود واجب و وجود جوهر و وجود عرض و انزل مراتب آن بدانيم در اين صورت وجود رابط قائم به طرفين است و هرگز مستقلا قابل مشاهده نيست ولى در قسم اول وجود رابط كه مىخواهيم همه ما سوى اللّه را وجود رابط بدانيم مىبينيم موجودات از آن باب كه نيازمند به حق هستند همه وجود رابطند اما از آن باب كه به قياس با يكديگر جوهر يا عرضند مىتوان يك نحوه نظر استقلالى بدانها داشت . لذا به نظر مىرسد بهتر بود قبل از طرح قسم وجود رابط قائم به يك طرف ، آنچنان كه در لابلاى مباحث وجود رابط قائم به طرفين بيان شده است . ابتدا يك مقدمهاى پيرامون وجود فى نفسه و لنفسه و لغيره بيان مىشد و سپس وارد بحث وجود رابط قائم به يك طرف مىشدند . زيرا حضرت علامه ابتدا بحث وجود رابطى را كه قائم به طرفين است پياده نمودند و سپس بدون مقدمهاى و نيز بدون بيان اينكه وجود رابط به دو قسم تقسيم مىشود ، وجود رابط قائم به يك طرف را مطرح نمودند ، آنجا كه فرمودند : . . . و مقتضى ذلك أن يكون وجود كلّ معلول - سواء كان جوهرا أو عرضا - موجودا في نفسه رابطا بالنظر إلى علّته . و اين عملكرد مطابق با فصل اول اين مرحله آنجا كه وجود مستقل را به سه قسم واجب تعالى و جوهر و عرض تقسيم نمود و وجود رابط را در مقابل وجود مستقل عنوان كرده ، نيست چراكه در اينجا وجودات رابط
هامش
( 1 ) . نور / 36 .