تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
اطلاق وجود بر اين دو نوع را به اشتراك لفظى بدانيم نه اشتراك معنوى و حال اين‌كه ما هم قائل به اشتراك معنوى وجود هستيم و هم قائل به تشكيك وجود . پس دانسته مىشود اختلاف بين وجود رابط و وجود مستقل اختلاف نوعى نيست . البته اين بدان معنى نيست كه محتاج بودن وجود رابط جاى خود را به مستقل بودن وجود رابط مىدهد ، نه خير بلكه وجود رابط به حمل اولى مانند معناى حرفى « من » مثلا هيچ استقلالى ندارد و بايد در كنف ديگرى باشد . مگر اين‌كه ما لفظ « من » را به معناى ابتدائى بدانيم در اين صورت مىتوان يك نحوه نظر استقلالى به آن داشت . مثل اين‌كه بگوييم « سرت من البصرة إلى الكوفة » يعنى ابتداى سير من از بصره و انتهاى آن به كوفه بوده است . به تعبير ديگر اگر ما وجود رابط را آن‌طور كه هست مورد ملاحظه قرار دهيم آن را عين الربط و عين التعلق به مستقل خواهيم يافت . اما اگر وجود رابط را به تصور ذهنى حاوى يك معناى اسمى بدانيم ، چه بسا ممكن است آن را مستقل مشاهده نماييم . جناب علامه در پاسخ بدين سؤال كه اختلاف بين وجود رابط و وجود مستقل چگونه اختلافى است ، مىفرمايند : اختلاف بين وجود رابط و وجود مستقل اختلاف نوعى نيست زيرا در بحث علت و معلول خواهد آمد كه طبق مبناى حكمت متعاليه وجود معلول عين الربط به وجود مستقل است و نيازمندى معلول به علت در متن ذات معلول مستقر است ، نه اين‌كه عالم حقيقتى باشد كه نيازمند به وجود واجب باشد ، بلكه عالم چيزى نيست جز اين‌كه عين التعلق و عين الربط به اوست و همه روابط محضند و هيچ‌گونه نفسيت و ذاتيتى ندارند ، يعنى ذات معلول فقر است و ندارى و آنچه از معلول به عنوان دارايى آن ديده مىشود در حقيقت از آن علت است نه معلول . لذا هر موجودى در نظام عالم آيت اللّه است يعنى هر موجودى در موطن تحقق خود گوياى اين حقيقت است