تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
اين گروه نيز آيهء شريفهء
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
« 1 » مىباشد . اما حضرت استاد در آن كنگره ، « امّى » را چنين تفسير نمودند كه اگر همه نوابغ ، بوعلىها و فارابىها و شيخ طوسىها و علماى شرق و غرب از گويندگان و نويسندگان در يك جا جمع شوند و سخنرانيها و نويسندگىها كنند ، چنان كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميانشان حاضر شود و به سخن درآيد ، همهء آن نوابغ و دانشمندان ناگزير در برابر پيامبر اسلام اعتراف خواهند كرد كه امّى و عوام هستند . يعنى اگر تكنيك و صنعت و همه رشته‌هاى متعارف علوم اجتماعى و حوزوى و دانشگاهى تا روز قيامت به معناى رتق و فتق اين دوره ، به ميلياردها برابر آنچه كه هست ، پيشرفت كنند باز هم اگر جناب پيغمبر تشريف بياورند همه امّى و بىسواد هستند . و اينكه مىگويند : « در عصر پيامبر ، عرب جاهليت مىزيسته » مراد اين نيست كه آنها درس نخوانده و بىسواد بودند ، بلكه مراد اين است كه ايشان نسبت به علوم و حقايق پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جاهل و امّى بودند . لذا چه كار نيكويى انجام داده جناب ابن هشام و ابن مالك و ديگران ، آنجا كه براى طرح يك قاعدهء نحوى عربى ، از اشعار شاعران قبل از اسلام و اوائل اسلام ، استفاده نمودند . زيرا اگر در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربياييم ، در هيچ دوره‌اى زبان عرب را به لطافت زبان عرب دوران پيغمبر ، پيدا نخواهيم كرد . و هنر اين است كه در يك چنين جمعى ، كتابى آورده شود كه احدى نه تنها نتواند اشكالى بر آن وارد كند ، بلكه هيچ‌كس قادر به آوردن عبارتى شبيه آن نيز نباشد . و اين از بزرگترين افتخارات ما به يگانه كتاب نظام هستى ، اعنى قرآن كريم مىباشد . لذا قرآن كريم در آيات گوناگون تحدّى به فصاحت و بلاغت كرده است . دربارهء وجوه معانى امّى رجوع شود به تعليقات آشيخ محمد تقى آملى بر فريدهء ثانيه مقصد خامس جلد پنجم شرح منظومه
هامش
( 1 ) . جمعه / 3 .