ربط است . و اگر بر قضاياى سالبه ، قضاياى حمليه گفته مىشود به جهت مجازگويى و تشبيه نمودن است زيرا در حقيقت مىتوان گفت : قضاياى سالبه اصلا قضيه نيستند . در رسالهء كبرى فى المنطق مير شريف جرجانى آمده است :
« اطلاق حمليه و متصله و منفصله بر موجبات ظاهر است و بر سوالب بواسطه مناسبت با موجبات است در اطراف » .
منطق كبرى جناب مير شريف ، بسيار منطق سنگين و شريفى است و چه خوب است كه يك طلبه پس از خواندن منطق مظفر و منطق منظومه ، منطق كبرى را بخواند . كتابهايى مثل منطق كبرى و صرف مير جناب مير شريف جرجانى ، انموذج و هدايه و صمديه و سيوطى و مغنى ، طلبه را ملّا بار مىآورد . يادم مىآيد آن ايام كه ما اين كتابها را مىخوانديم ، متأسفانه اساتيد به صاحب مطوّل و صاحب مختصر و صاحب مغنى و سيوطى و كتابهاى ديگر حمله مىكردند و مىگفتند : « تا وقتى كه آيات قرآن و احاديث هست ، چه نيازى است انسان در مقام شاهد آوردن ، از اشعار عربى كه چه بسا معانى ركيك دارند ، استفاده كند . » ايشان توجه ندارند كه اين حرف صحيحى نيست . مثلا اگر شما مجمع البيان را باز بفرماييد ، مىبينيد جناب طبرسى هم بيشتر مسائل و نكات نحوى را از اشعار عرب جاهليت شاهد آورده است . به تعبير شريف حضرت آقا در كنگرهء شعر و قصّهء طلّاب در شهرستان آمل ، گمان ما اين است كه پيغمبر در دوران جاهليت و بىسوادى مردم زندگى مىكرده است . اما حقيقت اين است كه در عصر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، ادبيات عرب در نهايت قوّت خود بود ، كه اگر چنين نبود هركس به راحتى مىتوانست اشكال كند پيغمبر در ميان جمعى سخن از وحى و نزول قرآن مطرح كرده كه ايشان هيچ سواد و علمى نداشتند و الّا اگر مردم از علم و سواد و تكنيك امروزى برخوردار بودند ، معجزه پيغمبر آنچنان جلوه نمىكرد و استدلال
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٣٠٥