تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
نمىتواند بين آن دو نسبتى برقرار كند . به همين دليل نمىتوان گفت : « زيد سنگ است » چون زيد با سنگ هيچ نحوه اتحادى ندارد و لذا وجود رابط نسبتى بين آن دو برقرار نمىكند . پس در هر حملى بايد يك نحوه اتحاد و يك نحوه تغايرى بين موضوع و محمول وجود داشته باشد ، زيرا اگر تغاير هم نباشد عينيت پيش آمده و معنى ندارد كه يك شىء را بر خودش حمل نماييم . به بيان ديگر نبايد بين دو طرف قضيه اتحاد تام و يا تغاير تام برقرار شود بلكه افادهء معناى حملى فقط محتاج به يك نحوه اتحاد و يك نحوه تغاير بين موضوع و محمول است .

عدم وجود رابط در حمل اولى و هليات بسيطه

براساس فرمايشات قبلى ، فرع سوم مطلبى روشن است و آن اينكه گفتيم وجود رابط هميشه بايد بين دو وجود مستقل ارتباط و اتحاد برقرار كند و آن هرگز به يك طرف قضيه تحقق نمىيابد ، بر اين اساس در قضاياى هليهء بسيطه و در حمل اوّلى ، وجود رابط نخواهيم داشت . زيرا در قضاياى هليهء بسيطه‌اى چون « الانسان موجود » ما دو طرف مستقل نداريم تا وجود رابط با آمدن خود يك نحوه اتحادى بين آن دو برقرار كند بلكه آنچه هست يك شىء است و وجودش و معنا ندارد كه ما بين شىء و وجود آن ، نسبت و ارتباط برقرار كند . و همچنين در قضايايى كه مشتمل بر حمل اولى هستند مانند « الانسان انسان » نيز وجود رابطى نداريم زيرا انسان اول با انسان دوم يك حقيقت است و ما دو چيز نداريم كه وجود رابط ، نسبتى بين آن دو برقرار كند . و اگر به توسع در تعبير يك نسبت صورى هم در آن قضايا مشاهده مىكنيم به حسب اعتبار ذهنى است نه به حسب واقعيت خارجى . و مقام محمود اقتضاء مىكند كه انسان بين ذهن و خارج خلط نكند . و يكى از گرفتاريهاى متفكرين در مقام تحليل مسائل فلسفى اين است كه