و قيام هم نباشد ، « است » معنايى نخواهد داشت زيرا وجود رابط به نبود يكى از طرفين قضيه متحقق نمىشود چه رسد به نبود هر دو طرف .
مىتوان گفت : خوبى وجود رابط اين است كه از بس مندكّ در طرفين است و لذا هيچوقت خودش را نگاه نمىكند و اين مطلب بسيار لطيفى است . عرض چون يك نحوه خودبينى دارد هرگز نمىتواند آنگونه كه بايد با جوهر ارتباط برقرار كند ، همچنين است جوهر نسبت به عرض ، مثلا نمىتوانيم بگوييم : زيد ايستاده . پس بايد يك وجودى باشد كه به هيچ نحو خود را نبيند و در عوض چنان به طرفين خود بنگرد كه بتواند بين آن دو ارتباط برقرار كند .
اگر وجود رابط نيز مانند طرفين قضيه هليهء مركبه ، يك وجود مستقل باشد بايد دو وجود ديگرى باشد كه بين موضوع و وجود رابط مستقل اول و همچنين بين محمول و وجود رابط مستقل اول ارتباط برقرار كند كه در اين فرض قضيه 5 جزئى مىشود . حال اگر آن دو وجود رابط نيز مستقل باشند لازم مىآيد كه 4 وجود رابط ديگر باشند كه بين اين 5 جزء قضيه ارتباط برقرار كنند كه در اين فرض قضيه 9 جزئى مىشود و نيز اگر اين 4 وجود رابط هم مستقل باشند نياز به 8 وجود رابط ديگر است كه بين اين 9 جزء ارتباط برقرار كند و همچنين تا بىنهايت امتداد مىيابد .
و نيز بايد دانست تا زمانى كه بين زيد و قيام مثلا ، رابطهاى برقرار نشود حكمى هم صورت نمىگيرد ، يعنى به صرف موضوع و محمول داشتن كافى براى اجراى حكم نيست و حتما بايد بين اين دو مستقل نسبتى برقرار شود .
پس تمام فوائدى كه در قضاياى هليهء مركبه علوم گوناگون و مركبات تقييديه وجود دارد ، به جهت خدمت وجود رابط مىباشد . و لذا مىتوان گفت وجود رابطشناسى در قضاياى هليهء مركبه و مركبه تقييديه خيلى مىتواند انسان را در
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٢٩٦