نمىكند يعنى مثلا تا « است » در جملهء زيد ايستاده است ، نيايد ، عبارت زيد ايستاده ، مفيد معنايى نخواهد بود و يا مثلا اگر كسرهء زيد در زيد ايستاده ، نيايد عبارت زيد ايستاده مفيد اضافهء حالت قيام به زيد نخواهد بود . پس در هر قضيهاى نياز به نسبتى است كه اضافه به موضوع و محمول پيدا كرده و بين آندو ارتباط برقرار كند . از چنين وجودى تعبير به وجود رابط مىشود .
پس وجود رابط وجودى است كه به دو طرف قضيه نيازمند است بر خلاف عرض كه چون وجودى قوىتر از وجود رابط را دارا است به يك جانب نيز تحقق مىيابد يعنى فقط نيازمند به موضوع است اما وجود رابط چون هيچ نفسيتى ندارد مجبوريم كه آن را با دو طرف مشاهده كنيم . به بيان ديگر « زيد است » صحيح نيست زيرا نسبت رابطى به يك طرف مفيد معنى نيست بر خلاف قضيهء « زيد هست » كه قضيهء هليهء بسيطه بوده و مثل اين است كه بگوييم : زيد موجود است .
و همچنين بايد دانست نسبت در هر قضيهاى تابع موضوع و محمول همان قضيه است زيرا نسبت ، وجود رابطى است كه قائم به همان طرفين موجود در قضيه است و لذا نسبتى كه بين انسان و ضاحك برقرار است ، غير از نسبتى است كه بين انسان و كاتب برقرار است . در عين حالى كه « زيد » در همه جا يك زيد و « است » در هر قضيهاى يك « است » است .
وجود رابط محور طرفين است
نكته ديگرى كه جناب علامه مىفرمايند اين است كه وجود رابط از طرفين جدا نيست و از طرفى عين طرفين هم نيست . يعنى مثلا اگر كسى بپرسد زيد يا قيام يعنى چه ؟ در جواب نمىگوييم : زيد يا قيام يعنى « است » و همچنين اگر زيد