و . . .
وجود مستقل خود به دو قسم بنفسه و بغيره تقسيم مىشود . وجود بنفسه وجودى است كه در متن واقع و در مقام ثبوت مستقل است و هيچ نياز به غير ندارد و آن وجود واجب تعالى است كه اساسا هيچ غيرى ندارد ، و وجود بغيره وجودى است كه در مقام خارج و ثبوت ، محتاج به غير اعنى واجب تعالى بوده و بدون آن ظهور نمىيابد ، و آن وجود همهء ماسوى اللّه اعم از جمادات و نباتات و حيوانات و انسانها و فلكيات و موجودات مجرد عقلى مىباشد .
وجود بغيره نيز خود به دو قسم لنفسه و لغيره تقسيم مىشود . وجود بغيرهء لنفسه وجودى است كه از علت وجود را اخذ كرده اما در عين حال وجودش براى خودش مىباشد مانند جوهر . و وجود بغيرهء لغيره وجودى است كه هم وجودش از غير ، اعنى علت است و هم براى غير ، موجود مىباشد مانند اعراض نهگانه .
در مقابل وجود مستقل ، وجود رابط قرار دارد كه هيچ نفسيتى ندارد ، يعنى وجود بغيره لغيره فى غيره است . وجود رابط همچون وجود بنفسه لنفسه فى نفسه اعنى واجب تعالى ماهيت ندارد و غير اين دو بقيهء اقسام وجود اعم از جواهر پنجگانه و اعراض نهگانه داراى ماهيت هستند .
ظرافتى در اختيار عنوان
ظرافت بسيار شيرينى كه جناب علامه در اختيار عنوان به كار بردهاند اين است كه چون ايشان در پايان فصل دوم از ممشاى مشّاء فاصله گرفته و بحث را به دامن حكمت متعاليه مىكشانند و وجود مستقل را حق متعال و وجود رابط را ماسوى اللّه معرفى مىكنند و لذا از همان ابتدا در عنوان فصل وجود را منحصر و