تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
آنجا كه فرمودند : و در مشهد عارف در حقيقت واحده شخصيه ذات مظاهر ، كه آن دو را فائل و آفل مىداند ، اشاره است به آيات 77 به بعد سوره مباركهء انعام كه وقتى شب همه‌جا را فراگرفت و حضرت ابراهيم عليه السّلام ستاره‌ها را مشاهده كرد فرمود :
هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
« 1 » و هنگامى كه ماه را مشاهده كرد فرمود :
هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
« 2 » و هنگاميكه خورشيد را مشاهده كرد فرمود :
هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 3 » . غرض اينكه تشكيك در نظر عارف بسيار شريف و بلند است ، زيرا عارف وجود را حقيقت واحدهء ذات مراتب نمىداند بلكه او وجود را مساوق حق و صمد دانسته و مىگويد : اين وجود واحد صمدى داراى مظاهرى است كه هر يك از آن مظاهر داراى سعه و ضيق هستند ، اين مظاهرند كه در مقام قياس ، داراى مراتب گوناگونند ، نه اينكه حقيقت صمدى وجود داراى مراتب گوناگون باشد ، چراكه اين يكى را دومى نيست تا در مقام مقايسه بتوان براى آن مراتبى فرض كرد . همچنين وحدت وجود در منظر عارف ، وحدت شخصى است نه وحدت نوعى تا ما به الامتياز مراتب آن عين ما به الاشتراك مراتب آن باشد . و اگر مىگوييم : هو عال في دنوّه و دان في علوّه ، به جهت مظاهرش مىباشد ، نه اينكه در اصل حقيقت وجود ، دنوّ و علوّى باشد .
هامش
( 1 ) . انعام / 77 . ( 2 ) . انعام / 78 . ( 3 ) . انعام / 79 و 80 .