فتدبر !
اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
اين كثرات را عارف مظاهر گويد كه وجود را اصل و اينها را مجالى آن مىداند يعنى وجود مساوق حق است و واحد شخصى متصف به وحدت حقيقى اطلاقى است و اين اطلاق هم اطلاق ذاتى حقيقى است كه نسبت تقييد و عدم تقييد به آن على السويه است . همه مجالى و مظاهر قائم به اويند كه « لو دلّيتم بحبل لهبط على اللّه » و اين حقيقت فارد وجود به هريك آنها مىفرمايد : « انّا بدّك اللازم » و هريك آنها در آستانهء جلال و پيشگاه كبريايى او ناطقند ، و لا يمكن الفرار من حكومتك . « 1 »
كلمهء « فتدبّر » اشاره به اين دارد كه تشكيك خاصى در نظر آخوند ، نظر نهايى نيست بلكه ايشان تشكيك وجود ذات مراتب را مقدمهء تشكيك وجود ذات مظاهر قرار داده است . و اينكه فرمود : لو دلّيتم بحبل لهبط على اللّه ، به معناى اين است كه اگر ريسمانى از آسمان آويخته شود و شما در قعر زمين فرو رويد ، بر خدا هبوط خواهيد كرد و در مقابل اگر ريسمانى از آسمان آويخته شود و شما از آن به آسمان برويد ، به خدا صعود خواهيد نمود . و آنجا كه فرمود : انّا بدّك اللازم ؛ به معناى اين است كه من تنها چارهء لازم تو هستم يا به عبارتى لزوما تو ناچارى به من .
متن
1 ) و يتفرّع على ما تقدّم امور : الأمر الأوّل : أنّ التمايز بين مرتبة من مراتب
هامش
( 1 ) . مآثر آثار ، مؤثر 21 .