ترجمه
1 ) نهم اينكه : حقيقت وجود از آنجهت كه حقيقت وجود است ، غير از خود ، سبب ديگرى براى خودش ندارد - يعنى هويت خارجيهء وجودى كه ذاتا اصيل ، موجود و طرد كنندهء عدم است ، در تحقق خود به چيزى خارج از حقيقت عينى خودش ، نياز ندارد - اعم از اينكه آن سبب تام باشد يا ناقص . و سبب نداشتن وجود نيز به جهت اصالت داشتن حقيقت وجود و باطل بودن ماوراى آن است . آرى بر متوقف بودن بر بعض مراتب اين حقيقت با بعضى ديگر اشكالى نيست ؛ مانند متوقف بودن وجود امكانى بر وجود واجبى و متوقف بودن بعض ممكنات بر بعضى ديگر .
2 ) و از اينجا آشكار مىشود در فلسفه الهيهاى كه از احكام موجود من حيث هو موجود بحث مىشود ، مجرايى براى برهان لمّ نيست .
نكات تشريحى
1 - اينكه فرمودند : « لا تتوقّف في تحققّها على شيء خارج من هذه الحقيقة » از باب سالبه به انتفاء موضوع است ، نه سالبه به انتفاء محمول . فتدبّر !
2 - « توقف بعض الممكنات على بعض » مانند توقف عالم ماده بر عالم مثال و توقف عالم مثال بر عالم عقل .
سببى براى وجود نيست
جناب علامه قدّس سرّه در فرع نهم اصل اصالت وجود و اعتباريت ماهيت مىفرمايند : از آنجا كه حقيقت وجود نقيض عدم است ، لذا به توسع در تعبير مىتوانيم بگوييم : وجود در متن خارج عدم را از ذات خود طرد مىكند و اگر