تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
قرار گرفته است . حضرت استاد در ديوان خود قصيده‌اى به نام قصيده ينبوع الحياة ، دارند كه آن قصيده به عنوان برائت استهلال و پيش‌گفتار سرح العيون مىباشد . به تعبير ديگر مىتوان ينبوع الحياة را شرح مجمل عيون مسائل نفس به نظم و سرح العيون را شرح مفصل عيون مسائل نفس به نثر دانست . اينجانب در شبى ، كل قصيده ينبوع الحياة را مانند يك رودخانه عظيمى ديدم كه هر شرح عينى از عيون مسائل نفس همانند شاخه‌هاى درخت ، تودرتو و شعبه شعبه به ابيات اين قصيده متصل مىشود . منتهى حيف كه آنها برايمان نماند . و عجب از جان مبارك خاتم الانبياء كه به يك انزال دفعى 6666 آيه را بدون هيچ كم و كاستى دريافت كرد . عين سى و چهارم اين كتاب بدين عنوان است : عين في سهو النفس و نسيانها ثم تذكّرها . فرموده‌اند : اگر صور علميه‌اى كه انسان از موجودات اطراف خود اخذ كرده است ، از دست او رفته و فراموش شود و انسان با مقدارى تامل و توجه بتواند آنها را استرجاع كند ، به آن « سهو » مىگويند . اما اگر انسان به هيچ طريق نتواند آنها را دوباره به ياد آورد ، يا به تعبير ديگر نتواند آن صور علميه را به ذهن خود برگرداند ، بطوريكه مجبور شود برود و بار ديگر آن صور علميه را تحصيل كند ، به آن نسيان مىگويند . سؤالى كه اينجا مطرح مىشود اين است كه رفتن صور علميه از ذهن انسان يعنى سهو و نسيان به چه معنى است ؟ آيا صور علميه منبعى دارند كه بخواهند به آن منبع برگردند ؟ البته مرادمان از برگشتن اين نيست كه همانگونه كه ما از منزل خارج مىشويم و بعد از چندى بازمىگرديم ، آن صور علميه هم اينچنين مىروند و مىآيند ! زيرا نبايد امر مادى را با مجرد خلط كرد . خلاصه ، سؤال اين است كه آيا يافته‌ها و معارف و علوم و اشكال و صور ذهنيه