تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مطابق بودند نشان اين است كه آن قضايا داراى نفس الأمر و حقيقتى هستند و اگر نبودند نشان اين است كه آن قضايا نفس الأمر و حقيقتى ندارند . جناب علامه بر اين قول اشكال مىكند به اينكه ما نقل كلام مىكنيم به آن موجود مجرد عقلى و مىگوييم : صور معقوله‌اى كه در نزد عقل كلى موجودند نيز بايد با ماوراى خود مطابقت داشته باشند . اگر مطابق بودند ، نقل كلام مىكنيم به آن موجود سومى كه ماوراى عقل كلى موجود است و سؤال مىكنيم كه با چه چيزى مطابق است ؟ و بدين ترتيب تا بىنهايت كشيده خواهد شد و اين محال است .

متانت قول جناب محقق طوسى

اكنون در بيان آنيم كه بگوييم با اين فرمايش جناب علامه طباطبايى قدّس سرّه قول جناب محقق طوسى رد نمىشود . البته ما اين مقدار حرفى هم كه ياد گرفتيم از محضر شريف بزرگانى چون علامه طباطبايى و شاگردانش آموختيم . ما حق اشكال كردن و ايراد وارد آوردن بر آنها را نداريم . ما همين مقدار كه بتوانيم به اسرار حرفهايشان برسيم براى ما خيلى زياد است ، چون تا زمانيكه ما به همين منوال پيش مىرويم نمىتوانيم حرفها و حقايقشان را آنطور كه هست بفهميم و اگر در جايى حرف نهايى نمىزنند به اين خاطر نيست كه آنها حرف نهايى را نمىدانند . بلكه به اين دليل است كه كمى ما را بشورانند زيرا شأن ايشان اجل از اين است كه اين مقدارى كه مثلا من مىفهمم ، ايشان ندانند . و لذا ما در حاشيه اين ردّ جناب علامه به عرض مىرسانيم حقايقى كه جناب علامه راجع به نفس الأمر القاء نمودند و فرمودند كه مراد از نفس الأمر مطلق ثبوت است و شامل مطابق قضاياى خارجيه و ذهنيه و غير آن دو مىشود ، مربوط به يكى از مراتب