معناى نفس الأمر است و براى نفس الأمر مراتب ديگرى نيز هست . در نتيجه مىتوان گفت : يكى از مراتب معناى نفس الامر ، عالم امر و موجود مجرد عقلى است ، از آنجهت كه موجود مجرد عقلى ، حاوى فعليات است . يعنى صحيح است كه بگوييم : تمام افعال ما مطابق با صور علميه منطوى در موجود مجرد عقلى است و آن صور موجود در موجود مجرد عقلى نيز منطبق با ماوراى عالم عقل است و بدين ترتيب مراتب نفس الأمر از همديگر حكايت مىكنند و هر مرتبه مادونى مطابق با مرتبه ما فوق مىباشد . چه اينكه خود جناب علامه در مرحله دوازدهم ، عالم را به سه قسم عالم ماده و عالم مثال و عالم عقل تقسيم مىفرمايند و مىگويند : عالم ماده مطابق عالم مثال و عالم مثال مطابق عالم عقل و عالم عقل مطابق عالم ربانى است كه عالم ربانى عالم اسماء و صفات الهى است و اسماء و صفات هم مطابق با ذات حق تعالىيند و لذا حق متعال : صورة الصور و حقيقة الحقايق و غاية الغايات و كمال الكمالات ، است . ثانيا اگر ما ملزم به مطابق كردن عالم امر با عالم عقل هستيم ، بخاطر اين است كه در عالم ماده صدق و كذب وجود دارد ، زيرا دار دار كثرت و دار تعلقات است اما موجود مجرد عقلى ، مجرد محض است و هيچ تعلّقى به عالم ماده ندارد . عالم عقل عالم كثرت نيست بلكه عالم وحدت مطلقه است و لذا در عالم عقل ، صدق و كذبى ، پيش نمىآيد ، تا ما با تطبيق دادن به ماوراى آن ، صادق بودن يا كاذب بودن آن را دريابيم . اگر قضيهاى مطابق با صور موجود مجرد عقلى بود ، ديگر نيازى نيست ما آن صور موجود مجرد عقلى را با ما فوق آن تطبيق دهيم تا ببينيم آيا صادق است يا كاذب .
زيرا در عالم عقل اصلا صدق و كذب راه ندارد ، در آنجا هرچه هست ، صدق محض است . اگرچه عالم عقل نيز نياز به مطابق دارد اما نه براى تشخيص صادق يا كاذب بودن صور موجود در موجود مجرد عقلى بلكه به جهت اينكه هر
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٢٠٦