نكات تشريحى
1 - مراد از عالم امر ، ماوراى طبيعت است ، از عالم ماده تعبير به عالم خلق و از عالم ماوراى ماده تعبير به عالم امر مىكنند ، و لذا در قرآن كريم آمده است
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
. « 1 » ايندو عالم حدود 20 اسم دارند كه حضرت آقا آنها را در نصوص الحكم بر فصوص الحكم آوردهاند .
2 - مراد از « عقل كلي » كلى منطقى نيست ، بلكه مراد كلى سعى وجودى است ، همانند استادى كه در كلاس سعهء وجودى داشته و جان او حاوى تمام صور علميهء شاگردان است .
قول جناب محقق طوسى و اشكال بر آن از علامه طباطبائى
جناب محقق طوسى در كشف المراد مىفرمايند : مراد از امر در نفس الأمر عالم امر است و مراد از عالم امر عقل كلى يا همان عقل فعال است و از آنجا كه عقل كلى داراى سعهء فراوانى است و لذا در آن صور جميع معقولات موجود مىباشد ، به تعبير ديگر صور معقولهء تمام آنچه را كه انسان در نشئه طبيعت تعقل مىكند ، در عالم عقل و در موجود مجرد عقلى جمع مىباشد . به بيان ديگر موجود مجرد عقلى مخزن تمام معقولات است ؛
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
« 2 » . و انسان تمام آنچه را كه ادراك مىكند از آن منبع اخذ مىنمايد . و راه تشخيص صادق يا كاذب بودن قضايا نيز اين است كه آنها را با صور معقوله در عقل تطبيق مىدهيم ، اگر مطابق بودند صادقاند و اگر نبودند كاذب هستند . به تعبير ديگر اگر
هامش
( 1 ) . اعراف / 55 .
( 2 ) . حجر / 22 .