بوجود مىآورد .
در ادامهء آن مؤثر آمده است : از ماهيات در كلمات عرفاى باللّه و حكماى الهى به انحاء وجودات ، خيالات وجود ، سراب ظهورات وجود ، صور كليه علميه ، اعيان ثابته ، تعبير شده است و ماهيات اعتبارىاند و در خارج ثبوت ندارند و چون رنگ وجود گرفتند ، يعنى موجود شدند مخفى و پوشيدهتر مىشوند ، چه شأن ماهيت و حقيقت او اختفاء است و چون بوجود آيد از اختفاء به درآمد ، پس از حقيقت اوليش دور شد ، و هرچه از حقيقت خود دور شود ، البته از آن واقعيت خود دور شد ، پس ماهيت با به وجود آمدن مخفىتر شد و بنابر مبناى رصين اصالت وجود ، ماهيات يك نحوه تحقق سرابى دارند « و ما شمّت رائحة الوجود و لم تشمّها ابدا » .
و ماهيات خيال وجود است كه حظّ ضعيفى از وجود دارد . نه ماهيت به كلى باطل است زيرا كه اگر ماهيت اصلا باطل باشد ، عالم تحقق پيدا نمىكرد ، چه ماهيات خيالات وجودند ، و نه ماهيت اصلا حق است ، چه به تبع وجود تحقق دارد و ماهيات را لذاتها اتصالى و قربى و بعدى نمىباشد بلكه به واسطهء وجودى است كه واجب به آنها اضافه كرده است .
و لذا فرمودهاند :
لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
« 1 » يعنى تمامى موجودات از حق متعال منفطر شدهاند . فتدبّر !
در دعا آمده است : « يا من خلق الاشياء من العدم » ماهيت از تعيّن شأن وجود صمدى منتزع است كه وجود تعين يافته را بدين سوى نگاه كنيم ، محدود است و بدان سوى كه شأنى از شئون وجود صمدى است ، غيرمتناهى
هامش
( 1 ) . فاطر / 2 .