تباين نيست . اينها جزء مبادى بحث توحيد صمدى قرآنى است . اولين پله و آخرين پله در سير علمى اصيل ، رسيدن به حقيقت توحيد است . يعنى انسان به جايى برسد كه در همه جا خدا ببيند و آنوقت است كه طهارت معنى پيدا مىكند . در آن حال انسان نه تنها براى مس كردن خطوط قرآن خود را ملزم به وضو گرفتن مىكند بلكه براى مس كردن و قدم نهادن در هر كجاى نظام عالم خود را ناچار به وضو داشتن مىبيند و لذا امر
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
را در تمامى موجودات نظام هستى ، سريان داده همهء موجودات را اسماء اللّه مىداند .
اگر ادراكات انسانى تطهير نشوند حق را مقيّد مىكنند و تطهير آنها به خروج از قيود و شهود توحيد صمدى قرآنى است ؛ وجود است كه مشهود ماست ، ما موجوديم و جز ما همه موجودند ، ما جز وجود نيستيم و جز وجود را نداريم و جز وجود را نمىيابيم و جز وجود را نمىبينيم .
جناب علامه در ادامه مىفرمايند : ماهيات حدود وجودند . يعنى ذات هر ماهيتى حدى است كه وجود ماهيت از آن تجاوز نمىكند ، پس تمام نقائص از ضيق بودن است ، كه اگر حد را برداريم ، همه يكپارچه كمال خواهند شد . و لذا يكى از لطائف قيامت خروج از حدّ است كه انسان در يك آن ، وجود صمدى را مشاهده كند و ببيند كه خداست دارد خدايى مىكند و تا انسان از اين بگومگوها در نيايد به چنين مقامى راه نمىيابد .
تحقيقى در ماهيات
مؤثر يازدهم كتاب شريف مآثر آثار معنون به عنوان « اعيان ثابته ، ماهيات ، ( صور علميه در صقع ذات ربوبى ) » مىباشد . در آنجا از حضرت علامه حسنزادهء آملى روحي فداه آوردهايم : صور علميه موجودات در صقع ذات ربوبى در لسان