تلفظ كرد : « مه جانّ جنّ پسر » - پسر عزيز جنزدهام - كه همين عبارت در روستاهاى مازندران رائج شده و به بچهاى كه خيلى لج مىكند مىگويند : « مه جان جن پسر » .
غرض اينكه ما در عين حالى كه به سر ماهيت مىزنيم و مىگوييم اعتبارى است و هيچ ارزشى ندارد ، با اين حال او خيلى بزرگوارى به خرج داده و خود را منبع شرور قرار داده تا زشتيها و نقائص به حق متعال اسناد نيابد . در ادامه آن مؤثر آمده است : « از بيان فوق معناى حديث شريف السعيد سعيد فى بطن امّه و الشقى شقى فى بطن امّه معلوم مىگردد . » حال انسان بحث اصالت وجود و اعتباريت ماهيت را چقدر بايد بپروراند تا در ضمن آن ، چنين احاديثى تفسير شود .
پس با اين بيان مىتوان گفت : تمامى سعادات در بطن مادرى هستند به نام وجود كه : الوجود منبع السعادات و منبع الخيرات و منبع الفيوضات ، و تمامى شقاوتها هم در بطن مادرى هستند به نام ماهيات كه : الماهيّة منبع الشرور و منبع الكثرات و منبع الاختلافات .
يكى از لطائف ضلالت در آيهء شريفه
وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ *
« 1 » اين است كه ذات اوليهء تمام موجودات بدون اسناد به حق متعال ، گمراهى و ضلالت محض است ، به تعبيرى ضلالت از بطن ماهيت و سعادت از بطن وجود بر مىخيزد و هر انسانى كه سعهء وجوديش بيشتر باشد منبع سعادتش بيشتر مىشود و هر كسى كه ضيق وجودى داشت منبع ضلالت شده و اختلافات بىشمارى
هامش
( 1 ) . آل عمران / 165 :لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .