مبداء اختلاف آثار
حال اگر كسى سؤال كند پس اين همه اختلافاتى كه در خارج هست از چيست ؟ جناب علامه در پاسخ به اين سؤال مىفرمايند : فالماهيات المختلفة يختلف بها الوجود نحوا من الاختلاف من غير ان يزيد على الوجود شيء ، اين عبارت از آن عبارت يادداشت كردنى نهاية الحكمة مىباشد . جناب علامه مىفرمايند : درست است كه ماهيات مختلف موجب زيادتى و تازگى بر وجود نشده است . وجود وجود است و در حاق آن جز هستى نيست و ماهيت در كنف وجود و ظهور آن است . اين فرمايش بسيار سنگين و لطيفى است كه خيلى هم جاى پروراندن دارد .
هيچوقت ماهيتى كه به تبع وجود متحقق است موجب اثرپذيرى اصل وجود نمىشود چراكه اگر ماهيات موجب تأثير در متن وجود بشوند لازم مىآيد كه وجود محتاج به اثر ماهيت شده باشد . اگرچه به نظر اولى يك نحوه اثرى از ماهيت در وجود ديده شود ، آن نيز به استمداد از وجود مىباشد چراكه اگر تأثير از ناحيهء حاق ذات ماهيت باشد لازم مىآيد كه ماهيت نيز اصيل بوده و ذات خود اقتضاى اثرى داشته باشد و اين به برهان ، مدفوع است .
و لذا جناب علامه قدّس سرّه اين نحوه اختلاف در وجود را با عبارت بسيار نكرهاى بيان كرد و فرمود : يختلف بها الوجود نحوا من الاختلاف . آقايان مشّاء چون اين نحوا من الاختلاف ، را يك اختلاف حقيقى در متن موجودات ديدهاند ، وجود را به تعداد موجودات عالم حصه حصه كردهاند و در نتيجه قائل به تغاير و تباين بين موجودات شدهاند و گفتهاند : موجودات حقايق متبايناند . بر همين اساس عدهاى بحث تشكيك وجود را مطرح نموده و گفتند : اينطور نيست كه وجود در تمام ماهيات به يك نحو باشد ، بلكه وجود مراتب دارد و سپس براى وجود ، مراتب طولى و عرضى درست كردند . مثلا موجودات مادى را نسبت به هم در عرض