تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
في ذاته .

ترجمه

1 ) سوم اينكه : وجود جزء براى چيزى نيست ، زيرا اگر آن جزء ديگر و آن كلى كه مركب از اين دو جزء است ، همان وجود باشد ، معنايى ندارد كه شىء جزء براى خودش باشد و اگر يكى از آن دو يا هر دو غير وجود باشند ، باطل الذات خواهند بود ، زيرا جز وجود اصيلى نيست ، پس تركيب در وجود راه ندارد . 2 ) و بدين بيان ثابت مىشود كه براى وجود جزئى نيست و همچنين آشكار مىشود كه وجود ذاتا بسيط است .

نكات ادبى

1 - ضمير در « كانا هما الوجود » و « احدهما » راجع به « جزء الاخر و الكل المركّب منهما » مىباشد . 2 - « اذ لا اصيل » تعليل براى « كان باطل الذات » مىباشد .

[ نكته تشريحى ]

بيان واحديّت و احديّت وجود

مىفرمايند : اگر وجود جزء براى چيزى قرار بگيرد از دو حال خارج نيست يا اينكه آن جزء ديگر به علاوهء آن مركبى كه از اين دو جزء تشكيل يافته است وجود هستند و يا اينكه يكى از آن دو يا هر دو غير وجود هستند . در صورت اول لازم مىآيد كه شىء جزء براى خودش قرار بگيرد و اين معنى ندارد و در صورت دوم لازم مىآيد يكى از آن دو جزء و يا آن مركبى كه از ايندو جزء تشكيل يافته ، باطل باشد زيرا قبلا به اثبات رسانديم كه اصالت جز براى وجود