تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ماهيت نوعيه دارد و نه ماهيت جنسيه ، متشارك برايش فرض نمىشود ، پس ند ندارد . برهان الموحّدين امير المؤمنين على عليه السّلام در دعاء يمانى فرمود : و لم تعلم لك مائية فتكون للاشياء المختلفة مجانسا . مقوم در اينجا يعنى آن چيزى كه تحقق و ثبوت شىء به آن وابسته است مانند جوهر براى عرض و ماده براى صورت و چون وجود مقوّم ندارد پس براى او موضوعى نيست ، خواه موضوع در مقابل عرض و خواه به معنى اعم كه محل حال است ، خواه آن حال عرض باشد و خواه جوهر ، چون ماده نسبت به صورت . يعنى وجود مانند عرض و صورت حال در ماده نيست ، و چون برايش موضوعى نيست پس مشارك در موضوع ندارد تا برايش ضدى باشد زيرا كه : الضدان امران وجوديان يتعاقبان على موضوع واحد و بينهما غاية الخلاف و يكونان داخلين تحت جنس قريب . يعنى دو چيز ضد يكديگر دو امر وجودى داخل در تحت جنس قريب‌اند كه آن دو را به حسب طبايعشان غايت خلاف است چنان كه يكى پس از ديگرى بر يك موضوع وارد آيد ، يعنى جمعشان را در موضوع واحد نشايد . پس هرچه هست به طفيل وجود است و اگر ماهيت هم نمودى دارد ، آن هم به بود وجود است ، يعنى اين وجود است كه نمود ماهيت را عطا نموده است .

متن

1 ) و ثالثا : انّ الوجود لا يكون جزءا لشيء ، لانّ الجزء الآخر و الكلّ المركّب منهما ان كانا هما الوجود بعينه فلا معنى لكون الشيء جزءا لنفسه ، و ان كان احدهما أو كلاهما غير الوجود كان باطل الذات ، اذ لا اصيل غير الوجود ، فلا تركيب . 2 ) و بهذا البيان يثبت انّ الوجود لا جزء له ، و يتبيّن ايضا أن الوجود بسيط