نيست زيرا وجود كلى سعى است به اين معنى كه صمد است و احاطهء وجودى و گسترش ذاتى بر تمام اشياء دارد .
به دوستان توصيه مىشود كه اگر وقت كردند و بزرگوارانى را پيدا نمودند ، حتما منطق منظومه را بخوانند كه خيلى پربركت است به خصوص تعليقات حضرت آقا بر آنكه بسيار سنگين و شريف است .
2 - در كتب منطقى ، مفاهيم كلى ، جزيى ، جنس ، نوع ، فصل ، عرض خاص ، عرض عام بدين صورت بيان شده است :
كلى : آن مفهومى است كه صدق آن بر بيش از يكى ، ممتنع نيست .
جزيى : آن مفهومى است كه صدق آن بر بيش از يكى ، ممتنع است .
جنس : آن تمام حقيقتى كه بين جزئيات متكثرهء به حقيقت ، مشترك است مانند پاسخ دادن به حيوان در جواب كسى كه مىپرسد : انسان چيست ؟
نوع : آن تمام حقيقتى كه بين جزئيات متكثره به عدد مشترك است مانند پاسخ دادن به حيوان ناطق در جواب كسى كه مىپرسد : انسان چيست ؟
فصل : جزء ماهيتى كه مختص به ماهيت است و آن همان خصوصيت مميّزهاى است كه جزء دوم جواب سؤال از نوع قرار مىگيرد ، يعنى همان ناطق .
عرض خاص : محمول خارج از ذات موضوعى كه اختصاص به موضوع خود دارد مانند خندان بودن نسبت به انسان .
عرض عام : محمول خارج از ذات موضوعى كه اختصاص به موضوع خود ندارد مانند رونده بودن نسبت به انسان .
3 - مراد از ساير مقولات عرضيه ، وضع ، أين ، متى ، جده ، اضافه ، ان يفعل و ان ينفعل مىباشد .
4 - فرمودند : تمامى اين مفاهيم ، احكامى هستند كه بر ماهيت عارض
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص١٧٢