تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
نيست زيرا وجود كلى سعى است به اين معنى كه صمد است و احاطهء وجودى و گسترش ذاتى بر تمام اشياء دارد . به دوستان توصيه مىشود كه اگر وقت كردند و بزرگوارانى را پيدا نمودند ، حتما منطق منظومه را بخوانند كه خيلى پربركت است به خصوص تعليقات حضرت آقا بر آن‌كه بسيار سنگين و شريف است . 2 - در كتب منطقى ، مفاهيم كلى ، جزيى ، جنس ، نوع ، فصل ، عرض خاص ، عرض عام بدين صورت بيان شده است : كلى : آن مفهومى است كه صدق آن بر بيش از يكى ، ممتنع نيست . جزيى : آن مفهومى است كه صدق آن بر بيش از يكى ، ممتنع است . جنس : آن تمام حقيقتى كه بين جزئيات متكثرهء به حقيقت ، مشترك است مانند پاسخ دادن به حيوان در جواب كسى كه مىپرسد : انسان چيست ؟ نوع : آن تمام حقيقتى كه بين جزئيات متكثره به عدد مشترك است مانند پاسخ دادن به حيوان ناطق در جواب كسى كه مىپرسد : انسان چيست ؟ فصل : جزء ماهيتى كه مختص به ماهيت است و آن همان خصوصيت مميّزه‌اى است كه جزء دوم جواب سؤال از نوع قرار مىگيرد ، يعنى همان ناطق . عرض خاص : محمول خارج از ذات موضوعى كه اختصاص به موضوع خود دارد مانند خندان بودن نسبت به انسان . عرض عام : محمول خارج از ذات موضوعى كه اختصاص به موضوع خود ندارد مانند رونده بودن نسبت به انسان . 3 - مراد از ساير مقولات عرضيه ، وضع ، أين ، متى ، جده ، اضافه ، ان يفعل و ان ينفعل مىباشد . 4 - فرمودند : تمامى اين مفاهيم ، احكامى هستند كه بر ماهيت عارض
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 172 | داوود صمدى آملى