تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
عدد 4 تثبيت كنيم . زمانى زوجيت يكى از لوازم ماهيت 4 محسوب مىشود كه ما ماهيت 4 را موجود بدانيم ، حال يا بوجود خارجى يا بوجود ذهنى . تا جائى كه حتى اگر بخواهيم مفهوم ماهيت را بر ماهيت حمل كنيم ، مثل اينكه بگوييم : الانسان انسان ، باز هم بايد ماهيت را موجود فرض كنيم تا بعد بتوانيم مفهوم ماهيت را بر آن حمل نماييم . در ادامه مىفرمايند تمام لوازمى كه ما براى وجود ذهنى اثبات مىكنيم بواسطهء وجود است ، مثل اينكه مىگوييم : « الانسان نوع » ، يعنى « الانسان الموجود نوع » و « الحيوان جنس » يعنى « الحيوان الموجود جنس » و « الناطق فصل » يعنى « الناطق الموجود فصل » و « الضحك عرض خاص » يعنى « الضحك الموجود عرض خاص » و « المشى عرض عام » يعنى « المشى الموجود عرض عام » و غير ذلك . پس در تمام آن حمل‌هايى كه در منطق خوانديم بايد وجود به عنوان اصل قرار بگيرد . منتهى چون در منطق پى به واقعيت اشياء نبرديم و بحث هم فقط حول و حوش ماهيت دور مىزد ، حرفى از وجود پيش نيامد ، اما با آنچه كه اكنون خوانديم بايد بگوييم كه اين بحث مكمّل كل مباحث منطقى است . به تعبير حضرت استاد در درسهاى اسفار ، ما چندين درس اسفار را بايد به عنوان تكملهء منطق قرار دهيم . يكى از آنها حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى است و يكى ديگر از آنها همين بحث مذكور مىباشد . در ادامه فرمودند : ان الوجود من لوازم الماهية الخارجة عن ذاتها . در اين عبارت « الخارجة عن ذاتها » صفت براى لوازم است ، يعنى وجود از لوازم ماهيتى است كه آن لوازم خارج از ذات ماهيت هستند . و توجه داريد كه اين غيريت و خارجيّت ، يك غيريت عزلى نيست بلكه يك غيريت و بينونت وصفى است . به تعبير ديگر وجود از لوازم خارج ذات ماهيت است اما از لوازم خارج ذاتى كه براى ماهيت ، ذاتى به جز اين لازم نيست . فافهم ! ما هم وقتى اين كتابها را مىخوانديم خيلى تمجمج داشتيم و نمىتوانستيم
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 167 | داوود صمدى آملى