ايشان قائل به اصالت ماهيت شدهاند و اين ملازم آن است كه قائل به شىء دومى براى وجود باشيم و بگوييم در عالم وجود دو سنخ و دو اصل داريم ، يكى وجود و يكى ماهيت .
عرض كرديم اين ظاهر فرمايش جناب محقق دوانى است ، تا ببينيم مراد ايشان از ماهيت منتسب به وجود چيست ؟ به تعبير حضرت استاد شايد بتوان براى قول محقق دوانى ، يك مخلص و راهى پيدا كنيم . زيرا تا وقتى كه مىتوان حرف افراد را به واقعيت نزديك كرد ، نيازى به رد آنها نيست .
حضرت استاد علامه حسن زاده آملى روحي فداه در رسالهء جعل ، قول محقق دوانى را چنين بيان مىكنند ؛
و فرقة قائلة بأن الجاعل الواجب بالذات وجود بحت صرف ايضا كالفرقة الاولى الّا انّهم لا يقولون بأنّ الوجود زائد على الماهيات و يعتبر و ينتزع منها كما قالت الاولى به بل يقولون : انّ اطلاق الموجود على الماهيات يكون بمعنى انها منسوبة إلى جاعلها فموجود صيغة نسبة كما تقول لابن و تامر و اترابهما . و هذا قول ذوق التألّه على زعمهم . « 1 »
ترجمهء آن اين است كه گروهى مانند گروه اول قائلند جاعل واجب بالذات ، وجود بحت صرف است مگر اينكه اين دسته معتقد به زائد بودن وجود بر ماهيات نيستند و مانند دسته اول وجود را معتبر و منتزع از ماهيات نمىدانند ، بلكه مىگويند : اطلاق موجود بر ماهيات به اين معنى است كه ماهيات نسبتى به جاعل خود دارند . پس موجود صيغهء نسبت است ، چنان كه مىگويى شيرفروش و خرمافروش كه هر دو نسبتى به شير و خرما دارند . و اين قول به زعم ايشان ، ذوق تالّه است .
حضرت استاد در تحليل اين قول محقق دوانى مىفرمايند : اقول : كون الماهية
هامش
( 1 ) . رسالهء جعل ، ط 1 ، ص 18 .