بعد از نقل اين عبارت جناب آخوند سه اشكال عمده بر جناب محقق دوانى وارد مىكنند . اما اين ظاهر فرمايش جناب محقق دوانى است .
جناب علامه طباطبائى قدّس سرّه در رد فرمايش محقق دوانى مىفرمايد : اينكه مىفرماييد ماهيات انتساب و ارتباطى با وجود دارند ، به چه معنى است ؟ سؤال ما اين است كه آيا پس از اين انتساب چيزى هم به ماهيات افزوده مىشود يا نه ؟
اگر بفرماييد ماهيات قبل از انتساب به وجود ، مستقلا اصالت داشته و پس از انتساب چيزى به آنها افزوده نمىشود ، لازم مىآيد كه ماهيات فى ذاتها استقلال ماهوى داشته و هيچ نيازى به واجب تعالى نداشته باشند ، بلكه خود وجود واجب باشند . و اين باطل است . اگر هم بفرماييد ماهيات قبل از انتساب به وجود ، اصالت نداشته و پس از انتساب هم چيزى به آنها افزوده نمىشود ، يعنى انتساب هيچ نفع و فايدهاى براى ماهيات ندارد ، در اين صورت لازم مىآيد كه متأصّل شدن ماهيات بواسطهء چنين انتسابى ، انقلاب در ذات شده و اين هم محال است ، زيرا ممكن نيست ذات شىء بدون دخالت داشتن امر عارضى ، تغيير يابد . و اگر بفرماييد ماهيات قبل از انتساب به واجب تعالى تأصّلى ندارند بلكه تأصّل ايشان بعد از انتساب به وجود بوده ، به اين معنى كه انتساب به وجود موجب اصالت يافتن ماهيات شده ، اين همان مختار ماست كه گفتيم : علت اصلى تحقق و اصالت ماهيت ، حقيقت وجود مىباشد ، پس وجود اصيل و ماهيت كه به تبع وجود ، متحقق است ، اعتبارى مىباشد و ديگر معنى ندارد كه بگوييم وجود در واجب تعالى اصيل است و ماهيت در ممكنات اصيل مىباشد .
اگر مراد جناب محقق دوانى از فرمايششان همين مقدار عرائضى كه تقديم كرديم بوده باشد ، اين جواب براى رد كردن آن كافى است .
جناب ملا هادى سبزوارى در شرح منظومه ، قول محقق دوانى را چنين بيان
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص١٥٦