مساوى باشد پس اصالت يافتن ماهيت به واسطهء انتساب ، انقلاب در ذات ماهيت بوده و اين محال است .
نكات ادبى
1 - ضمير در « كما قال به الدوّاني » به « القول بأصالة الوجود في الواجب و أصالة الماهية في الممكن » راجع است .
2 - « على الماهيات الممكنة » عطف بر « عليه تعالى » بوده و « فاطلاق الموجود » بر سرش درمىآيد .
3 - « كانت هي الموجود » جزاى شرط « ان استوجب » مىباشد و « كان تأصّلها بالانتساب انقلابا » جزاى شرط « ان لم يستوجب » مىباشد و « اذ ليس للماهية » تعليل براى « كانت هي الوجود » است .
نكات تشريحى
1 - مراد از « المتألّهين » حكماى متوغل در فن حكمت متعاليه و حكماى نائل شده به عمق حقايق معارف فلسفى مىباشد .
نظريه محقق دوّانى و نقد آن
جناب محقق دوانى يكى از فلاسفهء بسيار قوى است كه نوعا در مباحث فلسفه ، نظريات ايشان باقى مانده است . جناب صدر المتألّهين در چند جاى اسفار ، خيلى با احترام از ايشان نام مىبرد و او را « محقق دوانى » خطاب مىكند و خيلى حرف است كه جناب ملاصدرا كسى را محقق بخواند .