تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
از وجودى است كه بذاته موجود است . 3 - قبل از جملهء « كون وجوده مقتضى ذاته » جملهء « الملاك في كون الشيء واجبا بالذات هو » در تقدير مىباشد . 4 - جملهء « مفاض منه » بدل است براى « مفتقر إلى غيره » . 5 - جملهء « إمّا بذاته كما في الواجب او بفاعل » در فرمايش جناب ملاصدرا ، معترضه بوده و نيكوست كه در پرانتز گذاشته شود . 6 - مراد از « اختلاف مذكور » اختلاف در مشترك لفظى يا مشترك معنوى بودن وجود است .

چند ايراد و جواب در مسأله اصالت وجود

بنابر آنچه كه در خطبه كتاب تمهيد القواعد ابن تركه آمده است ، ما در اصل توحيد صمدى قرآنى با حكماى اقدمين همچون لقمان و هرمس و فيثاغورث و افلاطون هم‌عقيده بوده و مطلب هم كاملا روشن بود . اين مشّاء متأخر بودند كه خواستند قواعدى چون توحيد را بدون اينكه در جان خود پياده كنند و بچشند ، آن را به بحث بنشينند و برهانى كنند . اين امر باعث شد كه مباحث طولانىتر از معمول شده و كتابها متراكم از ظلمتها و تاريكيها و ان قلتها گردد . درحالىكه حقيقت بسيار روشن است .
بس كه فزودند بر او برگ و ساز * گر تو ببينى نشناسيش باز
يكى از اشكالاتى كه در بحث اصالت وجود مطرح كرده‌اند اين است كه بنابر مبناى اصالت وجود ، وجود ، بالذات موجود است ، اگر چنين است پس بايد همهء موجودات ممكن همچو زمين و آسمان و انسان و حيوان هم بالذات موجود باشند . زيرا معناى موجود بذاته بودن اين است كه سلب وجود از ذات وجود