تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

فرمايش جناب بهمنيار

جناب بهمنيار از شاگردان برجسته شيخ الرئيس بو على سينا در كتاب « التحصيل » مىفرمايد : و بطور كلى حقيقت وجود اين است كه در متن خارج باشد و بس ، چگونه در متن خارج نباشد چيزى كه حقيقتش بودن در متن خارج است . در مورد بو على سينا نوشته‌اند كه ايشان به نوشتن اهتمام زيادى نداشت و اين مقدار آثارى كه از جناب شيخ الرئيس به ما رسيده ، عمدتا از ناحيهء جمع آورى كردن مباحث ايشان توسط شاگردانشان خصوصا ابو عبد اللّه معصومى و بهمنيار بوده است . شاگردان بو على مىديدند كه استاد حرفهاى خيلى سنگينى دارد اما به حرفهاى خود اعتنايى نمىكند و آنها را نمىنويسد تا كتاب شود و به دست آيندگان برسد . و لذا در جلسات مختلف او را به حرف درمىآوردند و حرفهاى او را مىنوشتند . و لذا اكثر كتابهاى جناب شيخ الرئيس ، دست نوشته‌هاى شاگردان ايشان است . فقط چند كتاب به قلم خود شيخ مىباشد و يكى از آنها كتاب اشارات است . داستان خوشى راجع به بهمنيار نقل كرده‌اند و آن اينكه گفته‌اند : روزى بهمنيار به جناب شيخ گفت : با اين علم و استعداد و فهم و شعورى كه داريد ، اگر روزى ادعاى پيغمبرى كنيد ، كسى از جنبه علمى نمىتواند در مقابل شما بايستد و لذا همه قبول مىكنند ، پس چرا ادعاى پيغمبرى نمىكنيد ؟ فرموده‌اند كه جناب شيخ حرفى نزد . و از آنجا كه بهمنيار شبانه روز در خدمت شيخ بود ، شبى از شبهاى بسيار سرد زمستان برف سنگينى هم آمده بود ، جناب شيخ ، بهمنيار را از خواب بيدار كرد و بهانه گرفت و به او گفت : اگر مىتوانى برايم آبى بياور كه تشنگى بر من غالب شده است . آن‌وقت هم چون لوله‌كشى در منزل نبود ،