تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
شئونات يك حقيقت ، در مقام تخاطب مىباشند و حال اينكه حقيقت هرگز محدود در اين اسماء و صفات و معانى آنها نمىشود .

ايراد شيخ اشراق بر اصالت وجود

طبق مباحث متعارفى كه در مورد اصالت وجود و اعتباريت ماهيت به ميان آمده ، اشكالى از جناب شيخ اشراق در حكمة الاشراق مطرح مىشود كه با اين اشكال بحث اصالت وجود ، بيش از پيش لفظى و ذهنى مىگردد و آن اينكه شما مىفرماييد : وجود در متن خارج حاصل و متحقق است ، معناى اين جمله اين است كه وجود در خارج موجود است . زيرا حصول شىء همان موجوديت شىء است . اگر چنين است ، فلوجود وجوده وجود ، پس براى آن موجوديت وجود دوم نيز بايد وجود سومى باشد و همچنين موجب تسلسل مىشود ، يعنى امر به جاى خاصى منتهى نمىشود . و اين باطل است . مىبينيد اين اشكال چقدر اشكال نازلى است ، آخر چرا بايد انسان وقت خود را براى اين حرفها بگيرد و خود را گرفتار كند . عزيز من ! ما در مقام لفظ هستيم و غير از اين چه مىتوانيم بكنيم ؟ ! ما در مقام لفظ مىگوييم : وجود در خارج حاصل و متحقق است ، اگر اين گونه نگوييم پس چه بگوييم ؟ ! آيا مىتوانيم بگوييم وجود در خارج معدوم است و يا اينكه موجود در خارج ماهيت است ؟ ! جواب اين سؤال يك كلمه است و آن اينكه ؛ الوجود موجود بذاته ، يعنى وجود به ذات خودش موجود است نه بواسطهء وجود دومى ، به تعبير ديگر وجود عين موجوديت است بر خلاف ماهيت كه حيثيت ذاتى آن غير از حيثيت وجودى آن مىباشد .