تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
وجود موجود است بذاته و ماهيت موجود است به تبع وجود ، و اين جملهء اخير اشاره به جواب آن سؤال در بحث جعل است كه مىفرمايند : آيا ماهيت به غير از وجود ، جعل جداگانه‌اى دارد و يا اينكه ماهيت به همان جعل وجود ، موجود مىشود ؟

ارتقاء به يك مبناى شريف‌تر

توجه داشته باشيد كه جناب علامه در اينجا مىخواهند به روش مشّاء عمل كنند و گرنه شأن ايشان رفيع‌تر از اين است كه به اين اندازه سخن بگويند . اگر هم ما حرفى مىزنيم از ايشان و شاگردانشان آموخته‌ايم و ايشان پدر جدّ اين حرفها هستند . غرض اينكه اگر بخواهيم به همين مقدار اكتفا كنيم و بالاتر نرويم ، اشكالات زيادى در اينجا مطرح مىشود . يكى از آنها اينكه اگر وجود اصيل است و ماهيت اعتبارى ، پس چرا شما مىگوييد : كل ممكن زوج تركيبي ، يتركب من وجود و ماهية ، يعنى ما در خارج دو حيثيت واقعى داريم به نام وجود و ماهيت كه هر ممكنى از اين دو حيثيت تشكيل شده است . اگر چنين است پس ما يك امر اصيل به نام وجود نداريم ، بلكه ماهيت هم به عنوان يك حيثيت واقعى بايد اصيل باشد . مىبينيد حرف به همين اندازه تمام نمىشود و تمام گرفتارى مشّاء از همين يك جمله شروع شده است و انسان آرام نمىگيرد . حضرت استاد در الهىنامه مىفرمايند : الهى فرد تنها تويى و ماسوايت همه زوج تركيبىاند و صمد تنها تويى كه جز تو پرى نيست و تو همه‌اى كه صمدى ، مهم اين فراز آخر است كه فرمودند : تو همه‌اى كه صمدى ، و گرنه قسمت اول فرمايش ، انسان را آرام نمىكند .