بر زبانها سائر و در كتابها دائر شده است . جناب ابو حامد اصفهانى معروف به تركه متصدى رد اين شبهه شد و كتابى به نام « قواعد التوحيد » تصنيف كرد كه بعدها جناب صائن الدين على بن تركه آن را شرح نمود و شرح آن را « تمهيد القواعد فى شرح قواعد التوحيد » ناميد . و آن كتابى بسيار مفيد و عميق است كه فروعات زيادى داشته و در مدارس علميه تدريس مىشده است . خلاصه اينكه اصالت وجود و اعتباريت ماهيت امرى اصيل و محكم است كه هيچ دغدغهاى در آن بين حكماء و عارفين از اقدمين و قدما و متأخرين و معاصرين نيست .
جالب اينجاست شيخ اشراق كه مبدع اين شبهه بوده ، مستبصر شد و از شبههء خود دست برداشت ، منتهى ديگران گرفتار آن شده و نهايتا اصالة الماهوى شدند ، افرادى چون محقق دشتكى شيرازى و محقق ميرداماد .
معناى اصالت وجود و اعتباريت ماهيت
يكى از سيرههاى جناب علامه طباطبائى قدّس سرّه در كتاب بداية الحكمة و نهاية الحكمة اين است كه در عنوان هر فصلى نظر و عقيدهء خود را تبيين مىفرمايند .
يعنى مثلا با عنوان همين فصل ، طلبه متوجه مىشود نظر جناب علامه اين است كه وجود اصيل و ماهيت اعتبارى است . به تعبير ديگر عناوين هر فصلى را پرسشى يا به صورت ترديدى بيان نكردند ، مثل اينكه بگويند : انّ الوجود هل هو اصيل ام لا ؟ و اكنون مىپردازيم به معناى اصالت و اعتباريت ؛ اصالت وجود به اين معنى است كه آنچه متن خارج را پر كرده و منشأ آثار گوناگون است و بالبداهه مورد پذيرش همگان است ، وجود مىباشد و اعتباريت ماهيت به اين معنى است كه واقعيات و حقايق در متن خارج بالعرض و بواسطهء وجود به ماهيات نسبت داده مىشوند .