تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
5 ) با مطلبى كه براى اصالت وجود ذكر كرديم ، اشكالى كه بر اصالت وجود وارد شده دفع مىشود و آن اشكال اين است كه اگر وجود در خارج ، حاصل و متحقق شود ، موجود خواهد بود ، زيرا حصول و تحقق يافتن عين وجود است ، پس بايد براى وجود ، وجود ديگرى باشد و نقل كلام مىكنيم به سوى وجود دوم و به همين ترتيب ادامه مىيابد و به تسلسل مىانجامد . 6 ) وجه اندفاع شبهه اين است كه وجود به ذات خودش موجود است نه به واسطه وجود زائد ديگر ، يعنى اينكه وجود عين موجوديت است ، بر خلاف ماهيت كه حيثيت ذاتى آن غير از حيثيت وجودىاش مىباشد . 7 ) اما اين ادعا كه در عرف لغت موجود بر چيزى اطلاق مىشود كه ذاتى دارد و آن‌چيز معروض وجود قرار مىگيرد و لازمهء آن اين است كه وجود غير موجود باشد ، اين ادعا بر فرض صحت ، امرى است كه به وضع لغوى يا غلبه استعمال برمىگردد و حقايق تابع استعمال الفاظ نيستند و همانطور كه مقدم شد براى وجود حقيقت خارجيه‌اى است كه خودش براى خودش ثابت مىباشد . 8 ) بهمنيار در كتاب « التحصيل » فرموده است : و خلاصه اينكه حقيقت وجود چيزى جز در خارج بودن نيست و چگونه مىتوان گفت چيزى كه حقيقتش چنين است ، در خارج تحقق ندارد .

نكات تشريحى

1 - فرمودند : اول ما نرجع إلى الاشياء نجدها مختلفة ، اين مطلب بسيار عميق و شريفى است كه ما وقتى از حقيقت وجود روى برمىگردانيم و به اشياء مىرسيم ، آنها را مختلف و متمايز مىبينيم ، معلوم مىشود سرّ پيدايش تمام اختلافات ، روى برگرداندن از چهره دلرباى حقيقت وجود است و اگر منطقى هم براى حدود
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 132 | داوود صمدى آملى