تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
حدّند و لذا نمىتوان غير متناهى را در حدّ محدود كرد . مراد ما از وحدت وجود ، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است نه عينيّت ماهيت زمين و آسمان با وجود حق متعال . و لذا امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : لنا مع اللّه حالات هو نحن و نحن هو و هو هو و نحن نحن ؛ يعنى براى ما با حق متعال حالاتى پيش مىآيد كه مىبينيم او ما شده است و ما او ، در عين حال او اوست و ما مائيم . به تعبير حضرت استاد در رساله اعتقاديشان ؛ حق عين خلق است و خلق عين حق است ، منتهى حد را بردار و حق را بگذار . تمام كمالات از اوست و در مقابل هرچه نقص و ضعف است از ماست ، اينجاست كه درد انسان گل مىكند . وقتى انسان به اين مقام مىرسد يكپارچه درد و آه مىشود و ضجه و ناله مىكند و لذا تمام ادعيه براى اين است كه انسان به حقيقت توحيد راه پيدا كند و اينجاست كه درد حقيقى و ناله‌ها و ضجه‌هاى جناب امير المؤمنين حضرت وصى در نيمه شبها معنا پيدا مىكند . آنطور نيست كه نالهء حضرت آنگونه كه ديگران گفته‌اند ، فقط به جهت تعليم ما بوده باشد ، بلكه اين درد از سر شهود فقر ذاتى حضرت ايشان است در پيشگاه حق ، كه همهء ما سواى حق ، فقر ذاتى به آن غنى مطلق داشته و همه عين الربط به اويند . اگر اين نالهء حضرت در دل نخلستانها فقط براى تعليم ما بوده ، دليلى نداشت كه حضرت ، به تنهايى در آن تاريكيها گريه كنند ، بلكه بايد براى مردم كلاس مىگذاشتند كه چون شما گناه داريد بايد براى بخشش خود در پيشگاه الهى گريه كنيد . اما مىبينيم چنين نبوده ، بلكه سرچشمه اين خلوت نمودن و اشك و آه داشتن ، آن نياز ذاتى حضرت است به حق متعال كه ادراك آن ، چشمه‌هاى چشم انسان را خروشان مىكند . از طرفى مگر به مادرى كه فرزند از دست داده گريه تعليم مىدهند ؟ مگر غير از اين است كه حق متعال قرابت و انسى صدها هزار برابر بيشتر از قرابت مادر به فرزند ، نسبت به مظاهر و