شئون خود دارد ؟
بالاتر كه رفتيم مىبينيم لفظ گناه هم مراتب دارد . اگر مىگوييم : ائمه معصوم هستند ، مرادمان اين است كه ايشان از هرگونه گناه صغيره و كبيره بلكه از هر گونه خطا و اشتباه و سهو و نسيان به دورند . اما انسان به مقامى مىرسد كه در پيشگاه الهى با تمام طهارتى كه داشته ، وجود خود را گناه مىبيند ، چراكه حدّ در پيشگاه وجود غيرمتناهى ، ذنب است ( وجودك ذنب ) و در اين مطلب هيچ فرقى بين معصومين و غير معصومين نيست .
فهم اين حقايق جز با تلطيف سرّ نمودن و يا به عبارتى مراقبت كردن براى حفظ طهارت انسانى در تمام مراتب آن ميسّر نيست . اين گونه نيست كه با چند كلاس درس متعارف خواندن و تقليد نمودن از عقائد پدر و مادر و اجداد گذشته بتوان به اسرار و حقايق توحيد صمدى قرآنى راه پيدا كرد . « 1 »
حضرت استاد در ادامه مىفرمايند : علت و معلول بنابراين معناى متعارف در اذهان خاكى ، شايسته عزّ و جلال و عظموت حق سبحانه و تعالى نيست . و خلاصه اينكه رسيدن به حقيقت توحيد قرآنى واجب است براى اينكه دانسته شود جدايى بين علت و معلول يك جدايى عزلى نيست بلكه يك جدايى وصفى است به اين معنى كه بايد حدود و نواقص را از حق متعال سلب كنيم تا نهايتا دانسته شود علت و معلول به اين معنايى كه ما اكنون در صدد بيان آنيم ، رفيعتر و شامختر از آن معناى متعارف علت و معلول است .
خلاصه اينكه اگر ما بخواهيم بحث علت و معلول در فلسفه را به همان
هامش
( 1 ) . براى تحقيق بيشتر رجوع شود به مآثر آثار ( لطائف نورى ) ، ج 2 ، مؤثر 154 ، پيرامون اقسام و انحاء تمايز و مؤثر 155 ، پيرامون تمايز احاطى و محيطى حق و خلق و مؤثر 156 ، پيرامون تمايز اطلاقى ، حقيقى احاطى و تقييدى .