تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
راه يابيم . به دليل اينكه ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نيستيم .
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ .
و اين فرمايش امام سجاد عليه السّلام كه فرمودند : بك عرفتك و انت دللتني عليك ، دلالتى بر برهان لمّ ندارد . بلكه در متن « بك » عرفان به اشياء موجود است ، نه اينكه اشياء جداى از او باشند و او مقدمه‌اى شود براى رسيدن به اشياء كه اين كلام مربوط به نظر بدوى است .

تأملى در مبحث علت و معلول فلسفه

عرض كرديم كه جناب علامه با عبارتى كه در اينجا آورده‌اند مىخواهند ما را متفطّن و هوشيار كنند كه مبادا در فلسفه به دنبال علت و معلول متعارف برويد . اگر كسى در فلسفه بين وجود حق سبحانه و بين موجودات نظام هستى تباين عزلى قائل شد ، يعنى مانند منطقى وجود حق را غير از وجود خلق و وجود خلق را غير از وجود حق دانست ، اينجاست كه مىتواند بر جناب علامه اشكال كند و بگويد بر خلاف فرمايش شما ، ما در فلسفه برهان لم داريم و اصلا ما در همه جا از علت پى به معلول مىبريم . چنين كسى براى زمين و آسمان و موجودات در آن ، وجود جدا و مستقل قائل است و توحيد در اصول اعتقادات را به وحدت عددى قبول دارد . او مىگويد : اگر ما وجود حق و خلق را يكى بدانيم لازم مىآيد كه خدا ، زمين و آسمان بشود و اين شرك است . چنين شخصى پا در جاى پاى منطقى گذاشته و هرگز از مفاهيم به حقايق نرسيده است . زيرا قبلا به عرض رسانديم كه منطقى فقط در ماهيات و مفاهيم اشياء سير مىكند ، بر خلاف فيلسوف كه در متن وجود قدم گرفته و حقايق اشياء را بررسى مىكند . حقيقت اين است كه در حكمت متعاليه ، توحيد عددى باطل بوده و توحيد صمدى ، توحيد الهى و قرآنى است و اين برهان علت و معلولى را هم كه اين