تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
خواستيم در فلسفه از علم فكرى گذر كنيم و به علم شهودى راه يابيم ، اولين حقيقتى كه در علم شهودى مشاهده مىكنيم ، متن وجود است . آنجاست كه عظمت معناى باللّه عرفت الاشياء را مىيابيم و مىفهميم كه اين حديث شريف بدان معنى نيست كه ما از علت پى به معلول برده‌ايم ، زيرا ما در فلسفه اصلا علت و معلول جدا نداريم . اما حالا كه موضوع فلسفه را حقيقت وجود يافته‌ايم ، پس اين فرمايش جناب علامه كاملا صحيح است . به تعبير حضرت استاد حسن‌زاده آملى روحي فداه در تعليقات خود بر كشف المراد ، اين علت و معلولى كه در اذهان متعارف است ، اصلا در فلسفه مطرح نيست و حاشا و كلّا بر حكماى شامخ و عرفاى الهى كه به چنين علت و معلول جدايى معتقد باشند . و لذا به نظر بنده اين فرمايش جناب علامه قدّس سرّه در نهايه بسيار بلند و شريف است و دال بر توحيد صمدى قرآنى مىباشد كه
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 1 » است . آقايان نوشته‌اند كه وقتى جناب علامه قدّس سرّه در تدريس اسفار به اين مطلب رسيدند شاگردان اشكالات زيادى بر استاد وارد كردند و استاد نيز به ظاهر اشكالشان را پذيرفت ، اما اين پذيرش در جايى ثبت نشده است ، بلكه در همان جلسات و بطور شفاهى بوده است . معلوم مىشود اين هم يكى از موارد كتمان جناب علامه بوده كه سكوت كرده و مطالب را به زبان نياورده‌اند . اما حق مطلب اين است كه اين عبارت شريف حضرت علامه در نهايه و عبارت ايشان در تعليقات بر جلد 6 اسفار صفحهء 13 ، دال بر حقيقت توحيد صمدى قرآنى است . ما در اينجا مىخواهيم بگوييم در عرفان و فلسفه حقيقى ، نه تنها نمىخواهيم از معلول به علت برسيم ، بلكه قصد نداريم از علت به معلول هم
هامش
( 1 ) . حديد / 4 .