تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
باشيم و سر را خم كنيم و گرفتاريها و بيچارگيهاى خودمان را ببينيم كه اصل همين است .

متن

و خامسا : ان كون موضوعها اعمّ الاشياء يوجب ان لا يكون معلولا لشيء خارج منه ، اذ لا خارج هناك ، فلا علّة له ، فالبراهين المستعملة فيها ليست ببراهين لمّية و امّا برهان الإنّ فقد تحقق في كتاب البرهان من المنطق ان السلوك من المعلول إلى العلّة لا يفيد يقينا ، فلا يبقي للبحث الفلسفي الّا البرهان الإنّ الذي يعتمد فيه على الملازمات العامّة ، فيسلك فيه من احد المتلازمين العامين إلى الآخر .

ترجمه

[ آثار اعم اشيا بودن موضوع فلسفه ]

پنجم اينكه : اعم اشيا بودن موضوع فلسفه موجب مىشود كه موضوع فلسفه معلول چيزى كه خارج از آن است ، قرار نگيرد . چراكه اساسا خارج از وجود چيزى نيست . در نتيجه علتى براى موضوع فلسفه وجود ندارد . پس براهينى كه در فلسفه به كار مىروند براهين لمّى نيستند . و اما برهان انى ، در كتاب برهان منطق به اثبات رسيده كه سلوك از معلول به علت افادهء يقين نمىدهد . پس براى بحث فلسفى هيچ چيزى باقى نمىماند مگر برهان انى كه در آن بر ملازمات عامّه اعتماد مىشود ، و آن برهانى است كه در آن از يكى از متلازمين به متلازم ديگر سلوك مىشود .

[ نكات تشريحى ]

برهان لمّ و برهان انّ

مىتوان گفت جناب علامه طباطبايى چهار نتيجه فوق را مقدمه براى القاى