را به معارف حقّه الهيه تحليه نمايد .
در حديث آمده اسماء اللّه اخلاق الهى هستند و ما بايد به اين اسماء اللّه تخلّق پيدا كنيم ، يعنى خودمان اسم اللّه بشويم ، كه اگر كسى خانه و اهل و عيال و فرزندان و محيط و كسب و كار و رفتار ما را ديد ، بگويد : اين شخص جواد است ، اين شخص رحيم است ، رحمان است ، عالم است ، قادر است ، معطى است كه ؛ فمن تخلق باخلاق اللّه فقد دخل الجنة ، و به تعبيرى اين روايت شرح آن حديث است كه فرمودهاند : ان للّه تسعة و تسعين اسما من احصها فقد دخل الجّنة . يعنى مهم اين است كه ما تخّلق به اسماء اللّه پيدا كنيم ، نه اينكه صرفا يك تحقيقى در اسماء اللّه داشته باشيم . اينجاست كه ترس انسان را فرامىگيرد و به اين فكر مىافتد كه كجا و چطور زانو بزند و چگونه حقيقت فلسفه را بيابد ؟ چطور خود را به آن عارف كامل برساند ؟ ! كسى كه نه فقط مىفهمد كه با بسم الله الرحمن الرحيم مىتوان روى آب راه رفت ، بلكه به جايى رسيده كه خود با بسم الله الرحمن الرحيم روى آب راه مىرود . عارفى كه دست تصرف در نظام هستى را دارد ، اما به جهت ادب مع اللّه ، بدون اذن الهى از آن استفاده نمىكند .
عارفى كه نه تنها كامل است بلكه مكمّل نيز هست ، يعنى مىتواند ديگران را نيز به كمال برساند .
عزيز من ! بايد ببينيم به وقتش اوصاف الهى در ما پياده شده است يا نه ؟ ! حضرت آقا بارها مىفرمودند : اكنون كه در كلاس نشستهايم هم من خوبم ، هم شما از من خوبتر . اما به وقتش ببينيم چه كارهايم ؟ به وقتش ببينيم آيا مكر و حيله داريم يا نه ؟ آيا نقشهكشى مىكنيم يا نه ؟ به تعبير حضرت استاد ما فقط بايد حواسمان جمع باشد تا در چالهاى كه ديگران پشت سرمان مىكنند نيفتيم ، ولى حق نداريم كه خودمان براى ديگران چاله بكنيم ، ما بايد به كار خودمان سرگرم
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص١٠٢